تبليغاتX
اضافه كار
اضافه كار

فرهنگي و اجتماعي

1- هر وقت نام مفاسد اقتصادي برده مي شود هميشه صحبت از كله گنده هايي است كه در تور قانون نمي گنجند وآن قدر بزرگند كه بزرگي نيست آنها را به دام بيندازد.

2- به نظر م فساد ، فساد است. هر وقت از افشاي مفاسد اقتصادي مي گويند همه نگاهشان به بالا بالاهست. و فلان مسوول يك نهاد يا سازمان كوچولو خودش را مسوول نمي داند و گند كاري هايش را فساد اقتصادي!

3- هر كس يك ريال از مال مردم دستش باشد و اختيار هزينه به او داده باشند و او درست هزينه نكند؛ مفسد است. نام او هم مفسد اقتصادي است  گمان نشود مفسد اقتصادي حتما بايد ميلياردي باشد تا فاسد اقتصادي به شمار رود.

4- فساد كم و زياد ندارد بلكه مجازات آن كم و زياد است.

5- فساد ؛ فساد است و مسوول ؛ مسوول!

نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت توسط مهدي ابراهيمي| |
1- اين روز ها اگر كتاب سوداي عشق به قلم نويسنده متعهد آقاي ايرج سعادتمند را بخوانيد حال و هوايتان عوض مي شود.

3 - منظورم روزهاي انتخابات است كه كمي خيلي ها دنيايي شده بودند.

2- سوداي عشق همان ادامه آتش گرفتن ققنوس است. و ققنوس هايي كه بنا به خواست خودشان آتش گرفتند و خدا هم در يك چشم به هم زدن آنها را به آتش كشيد!

3- مطمئنم از عارف شهيد سيد محمود سبيليان كمتر مي دانيد.اما براي بيشتر دانستن تا كوچه سوداي عشق راهي نيست.

4- 150 صفحه كاغذي مجالي است كه شما با اين شخصيت عزيز بيشتر آشنا شويد.

5- محمد رضا ميري از گرافيست هاي مطرح مشهدطراحي جلد كتاب را متفاوت طراحي كرده است.

6- رهبر معظم انقلاب در ديدار با خانواده شهيد و پس از مطالعه دست نوشته هاي شهيد مي فرمايد:

قشنگ نوشته ...اين حرف هايي كه اين جوان در اين دفتر نوشته ، اين ها هر كدام عمقي دارند...

خاصيت ايمان هم همين است كه ايمان درست ، عميق است.عمق دارد.

7- از طلوع تابندگي / روش شناسي محمود/بال پرواز/درس هاي زندگي/پرواز تا اوج معراج و بازگشت پس از سال ها فصل هاي زندگي سيد محمود است كه هر فصل جذابيت هاي خاص خودش را دارد.

8- عكس هايي هم در آخر كتاب هست كه خيلي هاشان امروز ايستاده نظاره گر ماهستند و ما خيال مي كنيم ما آنها را نگاه مي كنيم.

9- به راستي چه كساني بهتر از شهدا مي توانند مظهر انسجام اجتماعي و هويت ساز شهرها باشند. همان كه بخشي از نخ تسبيح تعلق هاي ما به زادگاهمان است و سند افتخارمان در ميهن و جهان.

نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت توسط مهدي ابراهيمي| |
1- رهبري حجت را بر همه  تمام كردند. حق هم همين است. از فردا هر اعتراض و آشوبي متوجه دعوت كنندگان است و تكليفشان هم مشخص.

2- رهبري هم از آقاي احمد نژاد و هم از شخص آقاي هاشمي رفسنجاني دفاع كردند.

3- هم از سه نامزد ديگر انتخابات. خلاصه كلام رهبري ‎، دعوت به وحدت در شرايط فعلي بود.

4- براي ما فصل الخطاب قانون است.

5- رقابت هاي انتخاباتي تمام شد. پيروز انتخابات مردمند. و رئيس جمهور احمدي نژاد.

6- مفاسد اقتصادي را بايد قوه قضائيه جدي تر بگيرد. جدي تر عمل كند و سران نظام هم چون مقام معظم رهبري مواظب وابستگان و فرزندانشان باشند. نهي رهبري در خصوص عدم ورود فرزندانشان به فعاليت هاي اقتصادي نشان از نگاه بلند ايشان نسبت به آينده است.

نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت توسط مهدي ابراهيمي| |
1- دوره ي قبل انتخابات رياست جمهوري در يك تحليل دوستانه ي جمع خودماني به اين نتيجه رسيديم در شرايط حالا فردي اگر مثل موسوي بيايد خيلي خوب است.حتي من عكس سفيد شدن موهاي آقاي موسوي را كمتر ديده بودم. سه دليل هم براي حرف هايمان داشتيم.ساده زيستي / انقلابي بودن/طرفداري از مستضعفين

2- همه آمدند از ايشان خبري نشد.

3- اين دور كه آمد ؛ گفتند كاش براي دور يازدهم مي آمد. البته براي اين كه مردم با او آشنا شوند خوب بود.روزهاي اول چه قدر خوشحال بوديم كه مهندس موسوي از پس پرده برون آمده است.

4- چندي نگذشت كه حلقه آقاي خاتمي و برخي چهره هاي شناخته شده دور آقاي موسوي چرخيد. چه كسي باور مي كند آقاي موسوي اين گونه شده باشد!

5- انتخابات تمام شد.اخبار كج دار مريزي از تهران و بعد هم مشهد و بعد هم در كمال ناباوري تلخي حضور 40 ميليوني!

6- آقاي موسوي ؛ سيد بزگوار واقعا حيف شديد. حيف شد آقاي مهندس ! حيف.

نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت توسط مهدي ابراهيمي| |
1- 70 درصد مشكلات فرهنگي ما در درون سازمان ها ونهادهاي فرهنگي است. و 70 درصد وقت سازمان ها و نهادهاي فرهنگي و اجتماعي به حل مشكلات دروني خودشان و بين خودشان اختصاص مي يابد.

2- دو همايش را با يك موضوع و يك بر آورد هزينه به نهاد مردمي و يك سازمان دولتي فرهنگي اختصاص دهيم . ببينيم كارآيي كدام يك بيشتر است؟

3- متاسفانه سازمان ها و نهادهاي فرهنگي به جاي توليد برنامه فرهنگي ، اجراي برنامه هاي فرهنگي را به عهده گرفته اند.براي همين چون وقت باز توليد و نو آوري ندارند ، دائم در حال تكرار خودشان هستند و هر سال خودشان را تكرار مي كنند.

4- دليل اين همه كارهاي كليشه اي و تكراري و قالب زده را بايد در تكراري شدن سازمان ها ونهادهاي فرهنگي جستجو كرد. و همواره مردم از نهادهاي متولي فرهنگ جلوترند.سازمان هاي توليد محور رهبران جامعه اند و اين در حالي است كه امروز سازمان هاي فرهنگي به دنبال حل مشكلات سال ها قبل در حال پژوهش و تحقيق هستند.

نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت توسط مهدي ابراهيمي| |