تبليغاتX
اضافه كار
اضافه كار
فرهنگي و اجتماعي

۱- دو تا فيلم ، يكي روزگار قريب وشهريار رو چطور ارزيابي مي كنيد.من  مي بينم البته به حسب فرصت. ولي بيشتر قسمت هاش رو ديدم.فارغ از اين كه حالا از نظر تخصصي چي هست و نيست بلد نيستم ولي هر دو زواياي تاريك تاريخ يكي استبداد وديگري عقب ماندگي را نشان مي دهند.

۲- انقلاب ما يك انقلاب فرهنگي بود ، چه قدر از بررسي هاي صدا سيما به اين حوزه پرداخت اطلاعات كمي دارم.ولي قسمت هاي اقتصادي اش طبق معمول خيلي پررنگ بود.

۳- از دوستاني كه تبريك گفتند متشكرم

ارسال در تاريخ دوشنبه 29 بهمن1386 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امروز يكي از دوستان ما كه در عرصه فرهنگ خدمت گذاري مي كند،براي چند دقيقه اي به لهجه شيرين انگليسي! ،تند تند چند كلمه را بلغور فرمودند. فرض كنيد در حد سلام و احوالپرسي و ...

۲- دوست ديگري تحت تاثير اين معنويت زباني قرار گرفته بود،و سوالاتي از اين قبيل كه چند وقت هست كار مي كني و كي رفتي كلاس و ...

۳- چند نكته به ذهنم رسيد ، چرا ما اين قدر اصرار داريم خوب انگليسي صحبت كنيم ، در صورتي كه تقريبن ممكن است تا سال ها گذر مان به فرنگستان نيفتد و يا اهل مطالعه كتاب هاي روز دنيا هم نيستيم و ...و ماموريت كاري ويژه اي هم در اين زمينه نداريم. وخيلي زود احساس مي كنيم كسي كه انگليسي بلد است حتما سوادش ، فهمش ، شعورش از بقيه بيشتر است. در همين زمينه دوستي هست كه از هر ۱۰ كلمه ، ۱۲ كلمه را انگليسي صحبت مي كند نه آن كه واقعن كلمه انگليسي است بلكه همان فارسي را هم انگليسي صحبت مي كند.من به عنوان طرف مقابل هم سرم را به نشانه تاييد ،بالا و پائين مي كنم كه طرف نفهمد من چيزي كمتر از او بلدم در صورتي كه او خودش هم نمي فهمد چه مي گويد تا چه رسد به من.

۴-  و اما كدامين انگليسي و ژرمن و دانشمند فرنگي در محافلشان براي كلاس كارشان يكي دو كلمه فارسي  مي گذارند چاشني سخنان علمي شان ؟ و من و برخي از ما حتي فارسي را سليس نمي نويسيم و روان نمي گوئيم.ادبيات فارسي مان را بلد نيستيم.چرا؟

ارسال در تاريخ سه شنبه 23 بهمن1386 توسط مهدي ابراهيمي

۱- بعد ظهر پنج شنبه به همراه هياتي از كاركنان سازمان* ، دسته جمعي در كلاس هاي ارتباط موثر مديريت تحقيقات صنعتي خراسان شركت مي كنيم. قبل ورود ، به بيخود بودن اين گونه آموزش هاي سركاري فكر مي كردم.به اين كه وقتمان تلف خواهد شد و ...

۲- چون آدرس تغيير كرده بود،با ۴۵ دقيقع تاخير رسيدم.خسراني براي خودم نمي ديدم.با همين حالت رفتم.رفقا جمع بودند.بگو و بخند وشوخي كفه تفريحي رو از آموزشي سنگين تر كرده بود ، اما هر چه قدر بيشتر به مباحث مطرح شده گوش دادم به ضعف هاي شخصيتي خودم بيشتر پي بردم.جلسه سوم ديگه اوج شخصيت شناسي خودمان و چگونگي ارتباط با ديگران بود.خودم رو در رديف شخصيت هاي ... قرار دادم.

۳- الان ديگه مثل اول فكر مي كنم و توصيه مي كنم هر وقت از اين كلاس ها گيرتون اومد حتمن شركت كنيد.احساس مي كنم همه مردم به گونه اموزش ها نياز دارند.

*سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري مشهد

ارسال در تاريخ یکشنبه 21 بهمن1386 توسط مهدي ابراهيمي

قالب اجراي طرح هاي فرهنگي

متاسفانه به دليل فرهنگ شفاهي در ايران از دير باز تا كنون مسائلي كه هر روز تكراري است مكتوب نمي شود.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ جمعه 19 بهمن1386 توسط مهدي ابراهيمي

از اين كه با تاخير مطالبم را به روز مي كنم ، عذر خواهم.گرفتاري هاي روزمره و راه اندازي سايت مركز تعالي انديشه وفرهنگ ايران ادامه نوشته هايم رو كند كرد.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه 17 بهمن1386 توسط مهدي ابراهيمي

۱۴- جناب عمربن خطاب به وصيت جناب ابو بكر ومرقومه عثمان بن عفان به خلاف رسيد.همان گونه كه قبل از اين اشاره شد دوره عمر بن خطاب همراه



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه 8 بهمن1386 توسط مهدي ابراهيمي
قالب وبلاگ