*
ايام سوگواري را به شما تسليت مي گويم.رحلت رسول اكرم ص،شهادت امام حسن مظلوم و امام رضاي غريب. اميد آن كه قدردان زحمات نبي اعظم اسلام در عصر حاضر باشيم. و رهرو راه امامان معصوم وشهيدمان.
**
ديروز با خانواده راهي حرم شديم.اتوبوس از ميدان ۱۵ خرداد جلوتر نرفت.خيلي شلوغ بود.سوار اتوبوس ديگري شديم.گفت تا هر جا راه بود ، مي رم.
يكي از مسافران دائم پول هايش را مي شمرد.با خودش حرف مي زد.راننده كه گفت تو نمي خواد بليط بدي ، خيلي خوشحال شد وبا صداي بلند رو به همه مسافران كرد و گفت :از من نگرفت...نصف زبانش زيز زبانش ماند...
***
چند كارگر شهرداري با دو دستگاه ماشين مرتب ليوان هاي يك بار مصرف كنار خيابان را جمع مي كردند.دستگاه ها حالت جارو برقي داشت.
يكي گفت امروز ديگه وقت اين كارها نيست.يكي گفت اگه اين ليوان ها را جمع نكنند يك متر روي هم جمع مي شود.پسركي كه با خودش حرف مي زد و باز هم پول مي شمرد ، از پنجره داد زد:
آهاي شهرداري ... آهاي شهرداري ....
همه خنديدند...
آهاي رفتگر ، آهاي رفتگر ، ...
كارگر شهرداري دستي تكان داد.
پسرك گفت : خسته نباشيد!
همه آنهايي كه خنديدند به نحوه صدا زدن پسرك ، حواسشان را به همه جا پرت كردند...
به ميدان كه رسيديم همه پياده شدند به سمت حرم امام رضا ...
۱- خسته از راه رسيد.شير شتر بود ، نان نبود.جو
بود، گندم نبود.نمي دانم كي كاسه شير را با نان جو تريت كرد وسر كشيد و افتاد .ميانه مردي ،سيه چرده و لاغر اندام. يك كلام گفت و بك لقمه خورد با يك قورت شير.
ورفت.آثار خشكسالي امان مردم را بريده بود.از كاه جو كسي نمي گذشت.اگر كسي دو سال ( دو شب عيد ) برنج مي خورد در رديف فئودالها وبورژواها به شمار مي رفت.
بچه ها گله مي كردند كه امسال پلو نداريم.پدر غرشي كرد كرد وگفت: پدر پدر فلان شده ها ، پارسال پلو داشتيم.هر سال هر سال كه نمي شه عيد پلو خورد...
۲- جار چي جار زد ، مسعود خان.
خان بد چشم بود.خان ، خان آبادي بود..مالك زمين و انسان.زن ها ودختر ها خيلي زود پنهان مي شدند.
خرمان را اجازه نداشتيم در زمين ملكي خودمان ببنديم تا چه رسد به گوسفندانمان.هر وقت گله خان آمد و خوب پوخلي* را چراند ، آن گاه اجازه داشتيم ۴ تا گوسفند خودمان از زمين كشاورزي مان لذتي ! ببرند.
۳- همه دهقان خان بودند.سال به سال يك كيسه گندم و جو سهم رعيت بود.آن قدر كه زنده بماند و توان كار داشته باشد.
۴- پيرمردي سياه و بد چهره هر روز بعد از ظهر جلوي حياتش مي نشست.مگس و پشه روي پاهاي كثيفش جمع مي شد ، توان نداشت پشه و مگس را از صورت خودش كنار بزند.كنجكاوي ام نگذاشت از اين پيرمرد بگذرم.گفتند، مسعود خان است...
۵- گفت : تو قاسم هستي ، گفتم بله من قاسم هستم. گفتم همان كه وقتي بچه بودم بهترين گوسفندانم را از گله جدا كردي و بردي و كباب كردي...
پيرمرد چيزي نگفت... گفت دوراني بود و حلالم كنيد
۶- آنچه نوشتم گوشه اي از تاريخ روستاي عزيز آباد است كه امروز تلي از خاك و ديوارهاي قلعه ي قديمي اش باقي مانده است. همان جايي كه پدر پدر بزرگ پدر بزرگم ابراهيم در مبارزه با اشرار و منطقه او را كشتند.روي تل خاك ايستاده ام.گفتم كسي نبود اعتراض كند.گفتند چرا بود ولي همه را كشتند وباقي مردم جاني نداشتند كه مبارزه كنند.
۷- نمي دانم تاريخ خانوادگي تان را مرور كرده ايد ، به نظرم بخشي از هويت ماست.فاميل مان ( ابراهيمي) از همان جدمان گرفته اند.
من فرزند محمد حسن فرزند حاج كربلايي محمد قلي فرزند كربلايي ابوطالب فرزند حسن فرزند ابراهيم فرزند حسن ( از اينجا به بعد اجداد ما از خور اصفهان به منطقه ترشيز قديم آمده اند كه پسر عموي پدر بزرگم در سن ۱۲۰ سالگي سه ماه پيش در گذشت.)
* پوخلي: بعدز از درو كردن زمين گندم و جو به زمين پوخلي مي گويند.پوخل هم مي گويند.كاه هاي باقي مانده از درو.
۱- اگر چند روز پشست سر هم وارد وبلاگتان شويد وخيلي سريع به قسمت پست مطلب جديد برويد ، و چيزي براي نوشتن به ذهنتان نرسد وبر گرديد ، دوباره مطالب جديد دوستان وبلاگي را بخوانيد چه حالي به شما دست مي دهد؟
۲- حدود يك هفته اي هست كه به چنين دردي گرفتارم.دلم نيامد همين مطلب را ننويسم.با خودم كفتم همين خودش يك مطلب ديگه.اگر چند روز ديگه همين طوري ادامه بدم ممكن است تصميم بگيرم وبلاگم و تعطيل كنم.ولي نوشتم.
۳- يكي دو سه هفته هست كه از مراكز فرهنگي * دور شده ام.هر از چند گاهي دلم هواي كارشناس مسوولي فرهنگي آموزشي مي كند.ولي تصميم گرفته ام از هر جا رفتم اول دلم را بردارم وبعد كارهايم را...
۴- از مديران وكارشناساني كه حضوري آمدند و تبريك گفتند، متشكرم وآنها كه آمدند وگفتند ، از دست شما راحت شديم! صميمانه تشكر مي كنم.فقط اميدوارم اين راحتي از عملكرد اشتباه من باشد و نه راحتي خيال وآسودگي از كار ويا خداي نكرده از مطالبات حوزه كاري من.
۵- دسته گل بالا براي دوستاني است كه من در طول اين دو سال ناراحتشان كردم...
* مديريت مراكز فرهنگي سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري مشهد
