۲- و علی رغم این همه هزینه در حوزه فرهنگ و اجتماع باز هم مردم با خواست خودشان و مسلک خودشان تصمیم می گیرند و توجهی به نهادهای تاثیر گذار نمی کنند!
۳- این که من نمی توانم برنامه ای برای حل یک کمی از مشکلات جامعه ارائه کنم به کجا بر می گردد.
۴- گفتند ( رهبر انقلاب)اگر کتاب نمی خوانید ، مسوولیت قبول نکنید چون اگر مسولیتی پذیرفتید دیگر فرصت مطالعه پیدا نخواهید کرد! پس از خودم می پرسم آخرین کتابی که خوانده ام چی بود و کی خواندم؟)
خودم ، سه یا چهار روز پیش ، کتاب تغییر اجتماعی و توسعه . ( بخش نظریات مک کللند و اینکلس)
از آقای مک کللند خوشم امد! که گفتند کشورهای جهان سوم باید برای توسعه یافتگی فرهنگ و نوع آموزش پرروش غرب را بپذیرند و ... واقعن هم تحقیق کرده است. برای این حرفش بد یا خوبش زحمت کشیده و از چند کشور تحقیق و پژوهش کرده است.
۵- شما الان چی رو در دست مطالعه دارید؟ البته رفقای ما الحمد الله همه اهل کتاب هستند .
۶- از همین الان ما مسوولیم چون ما مسوول کوچولوها اگه از الان تمرین نکنیم فردا قافیه رو می بازیم. اگه از امروز توانستیم جلوی زیاده روی هزار تومانی را بگیریم فردا از عهده چند میلیاردی هم بر می آئیم.
فکر نکنید باید اول مسوول شویم بعد تجملاتی نشویم و دنیا گرا و منفعت گرا ، ابتدا اینها رو باید داشته باشیم بعد مسوولیت!
۱- روبري كوچه سلسبيل ، روبروي تصوير رنگ ورفته شهيد ديالمه ، اولين بلند مرتبه سازي مشهد در زير بناي وسيعي در حال روييدن است.هر متريش به احتمال بودجه يك سال فرهنگ مشهد است.!
۲- بودجه فرهنگي دستگاه هاي فرهنگي شهر مشهد به ۱۰۰ ميليارد نمي رسد.! اشكالي ندارد ، چون فرهنگ در كشور ما مظلوم است.نيازي هم به فرهنگ سازي و تغيير رفتارهاي فردي و اجتماعي هم نيست.الحمد الله ما حدود هفت هشت هزار پيشينه فرهنگي داريم! حالا حالا ها مانده تا ذخاير فرهنگي مان تمام شود، پس تمدن سازي و از اين حرف هارو بي خيال. صد سال ديگه همانند جوانان دفاع مقدس جواناني خواهند آمد كه براي هزار سال فرهنگ سازي كنند! و اما آن وقت مي شويم مثل مردمان زمان قاجار و غيره كه متهميم به كار نكردن!واز آن دادگاه تاريخ سر افراز بيرون رفتن كار حضرت فيل است.
۳- يك آقاي مسوولي گفته بود اين همه زمين را دادند به دانشگاه فردوسي ! كاش به جاش به جاي همه اين ها كارخانه و صنعت مي ساختند! ادبيات ، علوم اجتماعي ، علوم سياسي و معارف بخوانند كه چي! حرف با تاملي و بس عميق!
۴- اتوبوس سوارها ( ببخشيد ريا نشود!) مي دانند كه مردم در بازار عوام چه مي گويند!
۵- يكي از دوستان ما فهميد ما دستي تو شهرداري داريم، نزديك بود خون گريه كند! فكر كرد ما همين الان ديگه آخر حلال مشكلات هستيم. مشكلش چيه!؟ خدمتتون عرض مي كنم.ايشان روبروي پايانه مسافربري مغازه دارد. طبق قانون شهرداري علي الظاهر پول آسفالت خيابان و غيره را عوارض مي گيرند.سند مغازه ايشان هم تجاري است.
سازمان ترافيك سر تا سر خيابان رو يك طرفه كرده وبعد، از جلوي مغازه آنها هم بلوكه گذاشته و پاركينگ ماشين و موتور درست كردند وبعد داده پيمانكار واجاره خيابان جلوي مغازه آنها رو مي گيره! به هر كي مراجعه كرده پاسخ درستي ندادند! حداقلش قانعش نكردند!
۶- از من پرسيد كدام قسمت شهرداري كار مي كنيد گفتم فلان جا!
سري تكان داد و گفت اي بابا؟!
۱- اين سوالي است كه همواره از خودم مي پرسم. شهر را چه مي شود؟ چه مريضي بزرگي دارد كه با اين همه در مان گرهاي جور واجور هم چنان كم تحمل و كم طاقت و نق زن است.
۲- چرابا اين همه دلسوزان در زمينه اجتماعي و فرهنگي هنوز يك متر هم از نابساماني هاي فرهنگي واجتماعي كم نمي شود؟
۳- به عمد ، واحد اندازه گيري را متر به كار مي برم. دليلش اين است كه كم كم بايد همه بپذيريم در اين زمينه بايد قالب هاي وارداتي صنعت واقتصاد را به فرهنگ پذيرفت!
۴- معضلات فرهنگي و اجتماعي شهر را همه مي دانيم.قصه پر غصه اي دارد.نهادهاي فرهنگي شهر را هم. نمي خواهم بگويم كار فرهنگي دير بازده است ، اتفاقن من در همين مرحله كاشتن و نه برداشت كردن بسيار مشكل دارم.
۵- فرض كنيد دكتري براي درمان مردم آمده اما خودش انواع مريضي هاي واگير وغير واگير دارد چگونه مي تواند به درمان ديگران كمك كند.حكايت سازمان ها ونهادهاي جور واجور فرهنگي واجتماعي است. مركز مديريت و سهم بندي هر كدام از مديريت هاي فرهنگي شهر را چه كسي يا نهادي مشخص كرده است وپايان سال گزارش مي گيرد.
۶- تا به حال فكر كرديد اگر همه نهادهاي فرهنگي اجتماعي شهر دور هم جمع شوند وبه يكي گزارش دهند چه قدر كارهاي مشابه انجام داده اند ومي دهند ! و چه كارهاي متفاوتي كه مي باست انجام دهند ولي انجام نداده اند.
۷- در ويژه نامه اعتماد به نقل از صادق زيبا كلام خواندم كه مهندسي فرهنگي در اروپا كهنه شده است.از سالي كه رهبري مطرح كرده اند تا كنون چند سال مي گذرد. نتيجه عملي آن !؟؟؟؟
۸- وچنين است سند چشم انداز بيست ساله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همايش انديشه مندان جهاني و آسيايي به مناسبت سال نوآوري
دوميداني نو آوري و شكوفايي
مسابقات شطرنج نو آوري وشكوفايي
مسابقات سرود و تئاتر نو آوري وشكوفايي
مسابقات مار پله ويژه خردسالان نو آوري وشكوفايي
جلسات ماهيانه نو آوري و شكوفايي
نشست هاي نقد فيلم وسترن نو آوري وشكوفايي
كشف داروي ضد مريضي نو آوري وشكوفايي
آموزش زوج هاي جوان نو آوري وشكوفايي
۲- نمي دانم از سند چشم انداز بيست ساله نظام چيزي خوانديد يانه ! ولي حتمن بخوانيد.بعضي مي گويند ما از بيست هم عبور كرديم! برخي مي گويند لاك پشتي حركت مي كند.مي ترسم سال پانزدهم روش هاي تحقق چشم انداز بيست ساله برگزار شود
۳- ۲۴ روز از سال گذشت ، روزهاي باقيمانده مان نمي دانم از اين روزها بهتر است يا نه!
۴- مو ضوع مطالعاتي ام را انتخاب كردم .هر كس توانست كمك كند ، سپاسگزارم. آمريكا
هم او كه باز هم رهبري با همه آشنايي اش به فرهنگ وهنر ايران او را به ما وفردا شناساند. او را ما به صدايش مي شناختيم.طنين دلنشيني كه پنج شنبه شب ها فتح را روايت مي كرد.سيد ، سازنده بزرگترين مستند جنگي جهان به شمار مي رود. من از مجموعه آثار ايشان جملاتي را در سال 80 براي يك كار تبليغاتي و انتشاراتي انتخاب كردم و با هم مي خوانيم.
معنا و ارزش اعمال در نيات است و نيت ها در باطن انسان پنهانند.
ادامه مطلب...
۱- ايام تعطيلات نوروز فرصتي دست داد تا دوباره به كتاب ها و مجلاتي كه رديف كرده بودم،نيم نگاهي بيندازم.از سريال ها فقط مرد هزار چهره را مي بينم.ويژه نامه همشهري ديپلماتيك ، ویژه نامه روزنامه اعتماد وراه (سوره سابق) را يك نيم چه مطالعه اي كردم.حداقل مقالاتي را كه علاقمند بودم خواندم.
۲- اگر انشاءالله هيچ تصور بدي به شما دست ندهد ، به خاطر نو آوري وشكوفايي هم كه شده امسال را يك سال مطالعاتي دريك موضوع خاص قرار داده ام.پيشنهاد مي كنم امسال را براي خودمان يك سال مطالعاتي با يك موضوع خاص قرار بدهيم.پايان سال هم اگر عمري باشد مجموعه آنچه را خوانديم خلاصه كنيم و براي دوستان علاقمند در قالب يك وبلاگ منتشر كنيم.
۳- در مورد موضوعات فكرهاي خوبي كردم ولي خوب فكر نكردم.فعلن چهار موضوع را اولويت بندي كردم. دعا كنيد به موضوع خوبي برسم.
۴- از مطالعه راه غفلت نكنيم.در ضمن من نمايندگي توزيع دارم.بچه هاي سازمان بيان پيش خودم ،خودم قالب! مي كنم.از امير سعادتي راه نخريد.
۱- نمي دانم چرا اولين ياداشت ۸۷ را به اين موضوع شروع مي كنم.اما چند ماهي است كه با آن در گيري فكري دارم.به خبرهايي كه در مرود آمريكا از بخش هاي خبري مختلف صدا وسيما پخش مي شود توجه كرديد؟سرماي فلان درجه در فلان ايالت آمريكا، قتل دو كودك در مدرسه فلان جا ، دلار آمريكا سقوط كرد! و طوفان شديد ايالت تگزاس را در نورديد،مردم آمريكا چاق تر از ساير مردم جهان هستند،بدهكارترين كشور به سازمان ملل متحد آمريكاست و...شما هم به دقت دنبال كنيد شايد چيزهاي جالبتري دستگيرتان شد...يا مثلن حدود ۴۰ ۵۰ نفر پيرمرد و پيرزن فرتوت بازنشته در قالب جمعيت سبز!مخالف سياست هاي جهاني آمريكا هستند و.....................................................................................
۲-از يك طرف دولت آمريكا نزد كشورهاي مسلمان به روايت سايت ها و مستندات رسانه اي منفورترين دولت به شمار مي رود.رشد اسلام گرايي در منطقه خاورميانه هم نشان گر و واكنش در برابر غرب به سركردگي آمريكاست.اما دريغ از يك فيلم يا مستنداز فلسطين. تا كنون هيچ فيلم يا مستندي كه بيان كننده استراتژي سياست خارجي و امنيتي ايران باشد ، ساخته يا توليد نشده است.از عراق ، لبنان ، افعانستان ، تركيه ، اكراين ، سوريه و ...ما هم چنان نمي دانيم چرا از اسلامگرايي در منطقه حمايت مي كنيم.اين در حالي است كه از ۵ سال گذشته تا كنون دولت آمريكا دهها فيلم در توجيه حمله به عراق و افغانستان ساخته و پرداخته است.حتي برخي هاش انتقادي است.
ما در موضع حقمان تلاش نمي كنيم اما آنها در موضع باطلشان تبيلغ وترويج مي كنند.
۳-فيلم ها وسريال ومستند هاي ما هم چنان گرفتار مثلث عشقي و مستندات هم شيري بچه آهويي را دنبال مي كند و مي خورد ويا گله گاو ميش ها در افريقا چه زيبا هستند وماهي هاي رنگي ته دريا معرفت الله... اگر چه همه ي اينها واجب ولازم وجزئي از سرگرمي است.
۴- منظورم اين است كه شما از صدا وسيما نگاه جهاني پيدا نمي كنيد.حتي شبكه خبر هم نتوانسته اين مهم را فراهم آورد.كارشناسان مسائل سياسي وبين المللي شاخصي در تحليل ها حضور ندارند و به عموم تكراري وحرف هاي شعاري در ۲ دقيقه...
۵- مردم ايران به حسب علاقمندي به آگاهي سياسي و ارتباط آن با معيشت اقتصادي، پي گير اخبار وتحليل هاي متنوعي هستند بنابراين از اين فرصت بايد نهايت استفاده را برد برعكس برخي جوامع كه در انحصار آگهي هاي تراست ها وكارتل هاي اقتصادي گرفتار شده اند و درك عميقي از جهان پيرامون ندارند.
۱- سلامي به لطافت بهار ۸۷ . يك سال به همين زودي گذشت.يك شماره به عدد سنمان اضافه شد. به مرگ نزديك تر شديم.به پيري انشاءالله. و من كم كم پا به سن مي گذارم.آخرين سالي جواني ام را مي گذرانم .( به تقسيم بندي سازمان ملي جوانان )
۲- سالي كه گذشت از نظر سياسي فرهنگي واجتماعي ، سال خوبي بود.سرانجام پرونده هسته اي ، پيشرفت هاي نظامي ، اختراعات علمي،انتخابات مجلس شوراي اسلامي ، دستگيري ملوانان انگليسي ، سفر دكتر احمدي نژاد به آمريكا و عراق و ...خيلي موارد ديگه كه هر كس به ارتباط كاري خودش بررسي مي كند.
۳- به لحاظ شخصي هم سال خوبي بود اما تلخي هايي هم داشت.سال ۸۶ سال ريزش برگ هاي زيادي از درخت پر بار انقلاب اسلامي بود.رحلت مراجع تقليد،پر كشيدن قيصر امين پور ، دكتر سيد جعفر شهيدي ، آيت الله مجتهدي تهراني و آيت الله توسلي ناگهاني وسخت بود.
۴- شايد يك از دلايل نام گذاري امسال به شكوفايي و نو آوري همين باشد.سابقه نداشته در يك سال ، ايران اين همه فريخته ونخبه را از دست بدهد.به هر حال براي خوانندگان وبلاگ آرزوي عاقبت به خيري مي كنم.
