تبليغاتX
اضافه كار
اضافه كار
فرهنگي و اجتماعي

1- امروز روز روابط عمومي هاست.وروز ارتباطات.به همه دوستاني كه در عرصه ارتباطات واطلاع رساني فعال هستند تبريك مي گم.

2- فكر مي كنم دو نگاه به روابط عمومي ها در سازمان ها ونهادهاست.نمي دانم سريال  چهار خونه   را نگاه كرديد يا نه؟ يكي از قسمت ها خواستند به شنبه كاري در شركت مرغ و تخم مرغ بدهند و كاري پيدا نشد چون تقريبن هيچ كار ديگري بلد نبود ، شد مسوول روابط عمومي.

۳- نگاه ديگر ، روابط عمومي را يك سرمايه مي داند.سرمايه اي براي افزايش بهره وري ، افزايش ارتباطات ، و تاثير گذاري بر جامعه وتا ثير پذيري از نظر مردم.

۴- اما نگاه حاكم همان نگاه " شنبه " ايست. روابط عمومي را حق مردم نمي دانند ، بلكه وظيفه سازماني مي دانند كه بايد با تبريك و تسليت و پرده نوشته مقدم مسوولان را در جلسات و همايش هاي مختلف گرامي بدارد.

۵- دو اشكال هست.اشكال اول به ساختار فرهنگ اجتماعي ما بر مي گردد ، سابقه اي به درازاي تاريخ ۲۵۰۰ ساله. نه مردم دانستن را حق خود مي دانند ونه مسولان مردم را محرم. تا قبل از انقلاب اسلامي ، مردم رعيت رعايا بوده اند.برايشان تصميم مي گرفتند چون احساسشان اين بوده كه ملت ايران مردمي با سطح فكري بسيار پائين هستند.بنابراين مردم هيچ سهمي از فرايند تصميم گيري نداشتند.

۶- اشكال دوم به خود روابط عمومي هاست كه هنوز جاي خود را در سازمان ها ونهادها باز نكرده اند.يعني سعي نكرده اند مشاوراني براي مديران سازمان باشند.و سامانه اي براي براي پيام رساني وپيام گيري تعريف نكرده اند.به عبارت ديگر از " علم روابط عمومي " كم اطلاعند.

۷- اعتماد مردم بهترين سرمايه براي هر سازماني است چون زمينه مشاركت مردمي را به وجود مي آورد و اين از وظايف مصرح روابط عمومي هاست.

۸- نقش اطلاع رساني و ارتباطات آن قدر گسترده شده است كه امروز در تصميمات كلان دولت ها در عرصه سياست خارجي اثر گذاري و سياست گذاري مي نمايند.روزگاري اگر ديپلمات ها براي خبر رساني و ايجاد ارتباطات ديپلماتيك به كشورها اعزام مي شدند ،امروز همان ها به روز ترين خبرها و دست اول ترين خبرها را ازخبرنگاران و اينترنت وشبكه هاي اطلاع رساني دريافت مي كنند.

۹- بهره گيري از دين و فرهنگ دينيدر اين عرصه بسيار حياتي است.چون اگر قرار باشد بر اساس همان تعاريف غرب باشد دير يا زود شاهد اضحملال اين نهاد خواهيم بود. همان گونه كه بسياري از مفاهيم اجتماعي وقالب هاي فرهنگي متاثر از دو جنگ جهاني، امروز در حال باز پس زدن است. و ما تازه در حال توسعه و عملياتي كردن نظرياتي هستيم كه سالهاست در غرب شكست آن اعلام شده است.

۱۰- از اين مسائل فراونند. به عنوان مثال غرب در حال باز تعريف " مشاركت عمومي " است چون قالب هاي امروز كه عمري صد با دويست ساله دارند نتوانسته اين مهم را به سر انجام مشخصي برساند.

ارسال در تاريخ جمعه 27 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امروز خبر در گذشت دختر كوچولوي ۴ ساله مهدي فائزي خيلي ناراحتم كرد.

مهدي را اين هايي كه مي شناسند مي دانند كه چه قدر با محبت است. به شوخي بچه ها مي گفتند تجسم اصل سوم دولت ، مهروزي است.

۲- براش قبل از رفتن به مراسم پيامك زدم.حدس مي زدم كه چي خواهد گفت.روحيات شو مي شناسيم.

همان موقع جواب داد:

 هر چه از دوست رسد نيكوست.الهي راضي هستيم به رضاي تو. انشاءالله تو شاديياتون جبران كنيم.و...

ارسال در تاريخ سه شنبه 24 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امروز روز پرستار بود.با مدير عامل سازمان در دو بيمارستان شهيد كامياب ( امدادي) و سينا حضور يافتيم براي عرض تبريك و خدا قوت.

بعد از يك چاغ سلامتي كوتاه رئيس بيمارستان ما رو برد به قسمت ها وبخش هاي مختلف.

نكاتي جالبي گفت:

يكي اين كه معمولن بيماران ما چند ساعت قبل پيش خانواده شان سالم و صحيح بودند.

دوم اين كه تصادفات جاده اي از شرق كشور را بايد پذيرش كنيم . يعني ما تو راهروها هم تخت چيديم و ۱۰۰ درصد ظرفيتمان پذيرش داريم.

سوم اين كه ما خيلي از انرژي مان را بايد براي آرام كردن خانواده بيمار بگذاريم. چون بر اثر حادثه داغدار شده اند

چهارم اين كه بعد از اجباري شدن كمر بند مريض هايي كه از تصادفات براي ما مي آورند واقعن مجروح هستند.

پنجم اين كه هيچ وقت در وضعيت عادي نبوده ونيستيم.

هيچ كدام از بخش ها به اندازه بخش كودكان كه سر شكسته ودست شكسته وپا شكسته بودند ، ناراحت كننده نبود.

روز پرستار رو تبريك گفتيم.

و اما مدير بيمارستان سينا گفت در روز گار قحطي محبت ، آوردن يك دسته گل و خدا قوت شما براي ما و همكارانمان بسيار ماييه اميدواري است و همين طوري كلمات محبت آميز و دوستانه پيدا مي كرد وبه هم وصل كرد تا آخرش بگه واقعن كار خوبي كردين.

ما هم گفتيم وظيفه سازمان بوده و انشاءالله مبارك باشد و...

خلاصه كه امروز براي خودم روز خوبي بود و از اين كه به اين بهانه بيشتر جا افتاد كه سلامتي عجب نعمتي هست و ما غافل!

ارسال در تاريخ یکشنبه 22 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امروز يكي از همان هايي كه به احتمال زياد شامل حال طرح امنيت اجتماعي مي شود ، از جلوي چشممان رد شد.راننده تاكسي زد به پايش و گفت: تف بر ذاتت ، خدا لعنتت كنه كه همين شما ها زن وبچه مردم را خراب كرديد.اي بي غيرت بي شرف و مگه تو شوهر ! نداري و...

۲- گفت:۲ هفته پيش خواهرم با دخترش رفتند حرم و يه ذره موي دختر خواهرم بيرون بوده. گشت انتظامي ايشون رو بازخواست مي كند و كار به جايي مي كشد كه خواهرم غش مي كند از بس التماس مي كنه كه اين بار ببخشين! دو روز مريض شده وافتاده تو خونه.

۳- دخترم هر وقت از دانشگاه مي ياد چشماش پر خونه! رفته كه نمي دانم چي تو كلاس مي گن ( گفتم كنفرانس) بله همين كه شما ميگي ، پسرهاي كلاس مسخرش كردند و استاد هم هيچي نگفته! دخترم تربيت بدني مي خونه و به خاطر چادر و مقنعه اذيتش مي كنند.

۴- رفتيم پيش رئيس اين ها و گفت اين طور مسائل به من مربوط نمي شه.

دخترم ۲ راه بيشتر نداره ، يا بايد بدون چادر و آرايش كرده بره يا ترك تحصيل كنه كه چند بار هم تصميم گرفته وهر بار كه مي ياد مي گه ديگه درس نمي خونم.

۵- گفت: از اين آقاي رئيس واين استاد پيش كي شكايت كنم . كي حرف من رو گوش مي كنه و اهميت مي ده . دلش پر درد بود.

۶- گفتم:اگه ايشون شاهد داره شما به صورت مكتوب به مسولين دانشگاه و ...

۷- از اين كه نمي دانست چكار بايد بكند خيلي ناراحت بود ، مراحلش رو براش توضيح دادم و ۵۰۰ تومان از من كرايه كمتر گرفت. هم من خوشحال شدم  هم او.

ارسال در تاريخ چهارشنبه 18 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امروز روز شهید مرتضی مطهری است.روز معلم روز تجلیل از مقام معلم. به آقای صحرایی معلم سال اول ابتدایی ام تبریک می گویم. به آقای مرادی ، به آقای علیمردانی ، به آقای آذری.

۲- استاد برگشت بوده بود به طرف دانشجویان وانتقادکردن از جمهوری اسلامی ایران ! که چرا ما الان مثل مطهری نداریم.نقد نه برای تحول واصلاح که برای انتقاد از اصل نظام جمهوری اسلامی ایران. چرا نظام جمهوری اسلامی نتوانسته مثل ایشان تحویل دهد.

دانشجویی در جواب گفته بود به خاطر این که دانشگاه مثل علامه طباطبایی ندارد.همین خود شما چه قدر با مبانی اسلام واندیشه اسلام آشنا هستید. هنوز اصالت عقل و حس را می پرستید.هنوز هم در علوم انسانی سرچشمه های همه علوم را به رنسانس بازگشت می دهید. و هنوز هم دورکهایم و نیچه و آن قدر برایتان با ارزش است که اندیشه هایشان را با حرارت توضیح می دهید. 

۳- اما مطهری و علامه طباطبایی چه کردند؟ همه این اندیشه ها را آموختند،تجزیه تحلیل کردند وبعد برای شاگردانشان تدریس کردند.برای همین است که من هیچ گاه مطهری نمی شوم .و ...

ارسال در تاريخ پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي
۱- امروز ، ششم ارديبهشت.روز انتخاب دو نفر ديگه براي اتمام كار و اكمال مجلس است.

۲- اميدوارم همه با هم در اين روز بزرگ از حضور تاريخي خود غفلت نكنيم.

ارسال در تاريخ جمعه 6 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- رفتيم خودمان را اصلاح كنيم.از نواحي سر نه عميق بلكه سطحي . در برش ۴ لاخ موي سياه . اصلاح گر جوان پرسيد ببخشيد ميشه سوالي كنم.گفتيم ، بله! گفت فضولي نباشد! شغل شما چيست ، گفتم ، كارگر. خنديد و گفت جدي مي گم.

۲- گفتم من هم جدي مي گم. گفت كارگر كجا؟ گفتم فلان جا...

۳- بعد از كلي اين طرف و آن طرف صحبت كردن گفت: شهرداري براي جواناني كه تازه شغلي دست و پا كرده اند چه كار كرده است؟

۴- گفت:همين چند روز آينده من بايد كاسبي رو تعطيل كنم چون عوارض شغلي ندارم. ۳۰۰ هزار تومان مي خواهند. من يك جوانم و مي خواهم خانه اجاره كنم و... چطور مي توانم ۳۰۰ هزار تومان عوارض شغلي بدهم.گفتم من چنين چيزي نشنيدم.گفت البته اين به خاطر اين است كه صاحب ملك عوارض نداده است و گويا بدهكاري دارد.به صاحب ملك گفتم.گفت همينه كه هست مي خواي اجاره كن نمي خواي هم برو دنبال كارت وتخليه كن. چرا من بايد فداي بدهكاري صاحب ملك شوم.

۵- گفت ، به يك مسوول مراجعه كردم. گفته سه راه داري :

* مبلغ را بپردازي

** يك پارتي گردن كلفت پيدا كني

*** مغازه را تخليه كني

۶- حالا من بايد چكار كنم  و جالب اين جاست كه من بعد از يك سال حالا بايد تخليه كنم وبيكار باشم والبته شايد بروم پيك موتوري كار كنم.

۷- پس اين قدر حمايت از جوانان مي گويند ، كجاست!؟ 

۸- يادم آمد گروه مشاوران جوان شايد بتوانند در حمايت از اشتغال جوانان لوايحي را به تصويب شوراي شهر برسانند.

ارسال در تاريخ سه شنبه 3 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي
قالب وبلاگ