تبليغاتX
اضافه كار
اضافه كار
فرهنگي و اجتماعي

۱- اگر روزگاري آمد كه همه چيز فراموش شد.ترديد و دو دلي همه را جا فراگرفت.حق وباطل مثل شير وآب قاطي شد.سره از ناسره جدا نشد. فرض كنيد يك مقطع تاريخي ۱۰۰ ساله همه تاريخ انقلاب اسلامي پاك شود،و از حق يا باطل بودن جنگ عراق عليه ايران از من بپرسند در حالي كه همه چيز به سود دولت صدام باشد، من ملاك حقانيت و تشخيص را ؛ چمران مي دانم. ونگاه مي كنم ببينم چمران كجا ايستاده است.هر جا چمران بود همانجا جبهه حق است و مقابل باطل.

۲- واما اين مرد عزيز، كه سخنراني هايش گويا همين ديروز بعد از ظهر يا امروز صبح بوده در يكي از همين مساجد شهر.حرارت صحبت هايش آدم را گرم مي كند.آدم را به تحرك وا مي دارد.انرژي زاست به معناي واقعي كلمه. خدا او را بيامرزد. علي شريعتي را مي گويم. 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 30 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- مرد خسته از كنار پرايد گذشت.راننده بلند گفت : آقا  ، صبا ،  صبا ... صبا يك نفر... مرد نشنيده يا شنيده كمي جلوتر ايستاد. مسافري نبود و پرايد راه افتاد و جلوي مرد ترمز زدو گفت:آقا صبا ...مرد سوار شد.

۲- گفت بابا دمت گرم داد مي زنيم صبا و سوار نمي شي.مرد گفت بابا اين قدر خسته ام كه هيچي حاليم نيست.

از صبح ساعت ۶ آمدم بيرون و الان ساعت ۱۰ .

راننده گفت كجا كار مي كني؟

 گفت: فضاي سبز.

راننده گفت چه قدر مي گيري ؟

 گفت با اضافه كاري سر جمع: ۳۰۰ هزار تومان.

راننده گفت خدا رو شكر كن چون لا اقل بيمه هستي.

گفت:خدا رو شكر

جواني مسافر سوم شد.تا نشست گفت عقل و هوش ندارم.

و وارد گفت و گوي راننده و كارگر فضاي سبز شد.

جوان گفت : اگه مي خواي پول گيرت بياد درستكاري وصداقت رو بگذار كنار .كسي از راه درست تو كشور ما پولدار نميشه.

راننده گفت : آي راست گفتي

كارگر فضاي سبز گفت:پس خدا چي بابا ، آدم بايد به خدا توكل داشته باشه.

جوان گفت من تا دوسال پيش نماز مي خواندم و روزه مي گرفتم. ولي ديدم ما صبح تا شب دروغ مي گيم تا دو لقمه نون در بياريم.پس چرا نماز؟براي همين هم كنار گذاشتم.

راننده گفت: ديگه اينجاش و اشتباه آمدي!

كارگر فضاي سبز گفت هر كس به خدا اميد داشته باشه و كارش را با صداقت انجام بده براش كار پيدا ميشه و ......

جوان گفت : من كاري ندارم.من صبح را با يكي دو تا فحش به شاگردم و بقيه شروع مي كنم.ماهي يك ميليون تومان خرج مغازه مي كنم.بابت اجاره و قبض ها. از همه جهاش مي دزديم و ...

خب اين هم يك قسمت از هزاران حرف مردم در ساعت خاص.

ارسال در تاريخ شنبه 25 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امسال سا ل روز رحلت حضرت امام خميني به گونه اي ديگر گذشت.به اعتقاد خيلي ها آن قدري كه امسال انديشه امام خميني از رسانه ملي بازنگري شد،در سال هاي قبل سابقه نداشت.

۲- دانشگاه آزاد اسلامي درسي به نام وصاياي حضرت امام خميني ره به صورت تك واحدي جز دروس غير اصلي ارائه مي نمايد كه معمولن هم اساتيد گروه معارف به تدريس آن مي پردازند.برخي از اساتيد به خوبي با تسلطي كه بر مسائل سياسي اجتماعي دارند به خوبي از عهده تدريس اين درس بر مي آيند اما اكثريت اساتيد اين درس صرفن به خلاصه گويي كتاب مي پردازند ويك جورايي ترم را تمام مي كنند.ودانشجو مي ماند و هزار سوال لاينحل وبي جواب!

۳- گذاشتن يك درس تك واحدي خيلي خوب است اما به نحوي انديشه هاي امام نيست بلكه صرفن وصاياي امام تدريس مي شود اگر چه وصيت نامه سياسي اجتماعي والهي امام منشور حركت انقلاب است.

۴- در اين زمينه نمي دانم چرا تا كنون وزارت علوم مقطع دكتراي انديشه هاي امام خميني را در دانشگاه هها تاسيس نكرده است.اين در حالي است كه دانشگاه هاي غربي در رشته مسايل فرهنگي اشكانيان در ايران مقطع دكتري دارند و يا فلان انديشه مند غربي دكتري تاريخ ديپلماسي قرن بيستم آمريكا دارد.

۵- بماند كه هر قسم از انديشه هاي امام خميني نياز به يك دوره دكتراي دارد.

۶-  اين پيشنهاد را براي سایت آقاي احمدي نژاد فرستادم اما حمايت شما وارسال چنين پيشنهادي فكر مي كنم اداي ديني براي ترويج انديشه هاي امام در جهان معاصر و تاثير گذاري بر حر كت آينده انقلاب اسلامي باشد.

۷- اگه موافقيد يا علي موافقم

ارسال در تاريخ شنبه 18 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

اسماء مي گويد:

طبق وصيت حضرت زهرا سلام الله عليهما من آب مي ريختم و علي عليه السلام بدن را غسل مي داد ودر هنگام غسل دادن فرمود:

خدايا اين كنيز تو و دختر رسول تو و دختر بهترين خلق توست.

امير المومنين عليه السلام گفت : همين كخ خواستم بندهاي كفن را ببندم، كودكانم را صدا زدم.يا يا زينب يا ام كلثوم يا سيكنه يا فضه يا حسن يا حسين .بيائيد يك مرتبه ديگر از مادر توشه برداريد• كه اين آخرين ملاقات است و ديدار به قيامت خواهد افتاد.

امام حسن عليه السلام وامام حسين عليه السلام فرياد كنان خودشان را روي بدن مادر انداختند و مي گفتند وا حسرتاه. اي مادر و قتي جدمان پيامبر را ملاقات كردي سلام ما را برسان و بگو: ديگر بعد از شما ما يتيم شديم.

امير مومنان عليه السلام فرمود :

خدا را شاهد مي گيرم كه نا گهان فاطمه ناله اي زد و دست هاي خود را كشيد و حسنين را به سينه چسباند در اين حال هاتفي از آسمان فرياد بر آورد :

اي ابالحسن ، كودكان را از روي بدن مادر بردار، كه ملائك آسمان به گريه در آمدند.

علي نازنينش را دفن كرد و آثار قبر را محو كرد ورو به قبر پيامبر كرد و عرض كرد:

سلام من وفاطمه به محضر تو اي رسول خدا، فاطمه اي كه زائر توست و خوابگاه وجايگاه ابدي او بقعه توست.

اي رسول خدا صبر من در فراق صفيه تو تمام شد، نيروي من در دوري فاطمه از دست رفت چاره اي جز شكيبايي از فراق تو ندارم.

... بعد از فاطمه زمين وآسمان براي من چه زشت است و گرد آلود.

... نفسم در سينه ام به تنگ آمده ، اي كاش با اين نا له ها خارج مي شد.

 

سيماي فاطمه زهرا سلام الله عليها/ اشعري عبدالحسين/مركز فرهنگي انصار المهدي/تهران/تابستان 87

ارسال در تاريخ جمعه 17 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- راننده تاكسي گفت: حيران ماندم. هنوز تو فكرشم.هنوز از يادم نرفته!اي بابا ! هي هي هي هي! از پژو ۴۰۵ پياده شد.كنار ماشين دراز كشيد.تو صف گاز بوديم امروز بعد از ظهر. از ماشين پياده شد دراز كشيد كنار ماشين وبعد هم مرد.! چند دقيقه بعد ما متوجه شديم.

۲- راستي چرا به داستان هاي مرگ كه مي رسيم اي نقدر برايمان عجيب است.خوش به حالش راحت از دنيا رفته! ما معلوم نيست!

۳- يك نيمچه مطالعه اي در باب روحانيون • مذهب وسياست كردم.مهم هاش رو براتون تو چند روز آينده مي نويسم. بي مناسبت با ۱۴ و ۱۵ خرداد هم نيست.فقط ممكنه يه كمي طولاني باشه.

۴- سياست خارجي آمريكا در قرن بيستم را شروع كردم. در راستاي اون قولي كه با هم داديم يك سال مطالعاتي شروع كنيم.

( اي بند ۴ فقط براي هادي حسن زاده وسيد موسوي مهر و مهدي عسگري فرسنگي است.)

ارسال در تاريخ جمعه 10 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- سپيده صبح دهه چهل در حال روشن كردن كره خاكي است.چششمان در حال باز شدن و شكوفا شدن است.امروز تا شب يعني ( ده سال) از من وشماست.چه فكري انديشيده ايم.

۲- بگذاريم اين روز هم تمام شود اگر چه بخواهيم ونخواهيم تمام مي شود و خورشيد خودش را به دهه پنجاه نشان خواهد داد.

۳- بحثم براي انقلاب اسلامي است.سپيده دهه چهل اين انقلاب در حال روشن شدن است.گو آن كه براي طي مسير دهه ساله عجله هم دارد. آيا هنوز انقلاب ؛ انقلاب اسلامي مانده است؟آيا انقلاب ؛ اسلامي خواهند ماند؟آيا اسلام هنوز هم انقلابي است؟يا آيا نياز به اسلام انقلابي هنوز هم نيازمنديم؟

۴- تكليف دين در عصر امروز چه خواهد بود؟ آيا باز هم در دنيا انقلاب هاي اسلامي خواهد شد؟آيا دنيا به سمت انقلابي شدن وديني شدن پيش مي رود؟

۵- سر نوشت دين وانقلاب ديني چه خواهد شد؟ آيا انقلاب ما هم چنان تك انقلاب دنيا خواهد ماند؟ آيا از مواضع ديني مان عقب نشيني خواهيم كرد؟آيا به خاطر مصلحت از دين انقلابي خواهيم گذشت؟آيا دنيا ما را خواهد پذيرفت؟

۶- تكليف دين چه خواهد شد؟ آيا خواهيم توانست اسلام را انقلابي و انقلابمان را اسلامي نگه داريم؟

۷- به نظرم دهه چهل ؛ دهه ي تحول هاست.نمي دانم ما در دهه چهل براي حفظ دين از جانب خداوند برگزيده خواهيم شد؟ نمي دانم نسل پر افتخاري باشيم يا نه؟ نمي دانم ما خواهيم توانست به اندازه ۵۰ درصد كارهاي بچه هاي دهه دوم و اول را پيش ببريم؟

۸- در حضور ونقش دين هم زمان با طليعه دهه چهل خواهم نوشت.

ارسال در تاريخ دوشنبه 6 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- خاك معطر ، چهارمين يادواره گرامي داشت شهداي فتح خرمشهر در سال ۶۱ امروز ساعت ۲۰ در فرهنگسراي بهشت برگزار خواهدشد.

۲- براي ما كه امروز وظيفه ميراث داري بر عهده گرفته ايم مسووليتمان در برابر شهدا بيشتر است

۳- نسل ما وظيفه بزرگ انتقال را به دوش مي كشد. بنابراين هر كس هر جا هست اگر ازاين مهم برنيايد مورد مواخذه نسل هاي بعد واقع خواهد شد.

۴- همين ...

ارسال در تاريخ پنجشنبه 2 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي
قالب وبلاگ