تبليغاتX
اضافه كار
اضافه كار
فرهنگي و اجتماعي
۱- شاید برای نوشتن یک مطلب جدید حدو د ۴۰ دقیقه ؛ ۴۰ جمله و کلمه نوشتم ولی باز پشیمان شدم.

۲- از هر زبان و قلمی  خواستم وارد شدم نتوانستم بنویسم که ....( باز هم زبانم گرفت) ولش کن!

۳- بگذریم از فریادی  که خواستم با صدای بلند بنویسم .

۴- ولش کن سوالم و فریادم یکی است؟ نوشتم...

۵- حرف دلم این است ؛ واقعا همین جوری که جمعی از ما مشغول کاریم ؛ می شود به مردم خدمت کرد؟ تعریف خدمت همینه واقعا؟

۶- آخه ش . یک کمی راحت شدم.

ارسال در تاريخ پنجشنبه 14 آبان1388 توسط مهدي ابراهيمي
۱- گفت مشکلات زیادی سر راهم قرار گرفته و هر چه بیشتر تلاش می کنم کمتر جواب می گیرم. اما هنوز امیدوارم .البته این رو هم بگم که من می خواهم شکست ناپذیر باشیم.

 امیدوارم چون به این بخش از آیه ۱۱ از سوره ابراهیم اعتقاد و اعتماد دارم که خدای متعال فرمود:

مومنان به خدای متعال توکل می کنند.

گفت دقیقا همینه دیگه که:

... وَعلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

گفت که حالا چرا باید حتما به خدا توکل کنیم ؟

قرآن جوابش داد که :

وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ

چرا ما بر خدا توكل نكنيم با اينكه ما را به راههاي (سعادت) مان رهبري كرده، و ما به طور مسلم در برابر آزارهاي شما صبر خواهيم كرد (و دست از انجام رسالت خويش برنميداريم) و توكل كنندگان بايد فقط بر خدا توكل كنند!

در ضمن گفت که اگه مومن هستید به خدا توکل کنید واگر از خدا می ترسید!

و جان کلام آنها که اهل شکیبایی هستند به او توکل می کنند!

ارسال در تاريخ یکشنبه 10 آبان1388 توسط مهدي ابراهيمي
۱-

گفت از يار چه ديدي كه چنين مسروري؟

گفت از يار همين بس كه دمي زما ياد كند

 

۲-

يوسف ما ز تهيدستي خلق آگاه است

به چه اميد به بازار رساند خود را؟

 

۳-

خطاب به يكي  دو نفر كه شما نمي شناسيدشان:

اول: سعي كنيد خودتان باشيد.شخصيتتان از خودتان باشد.از ديگران چيزي به عاريت نگيريد.اين طوري هميشه شما هستيد.خود درخت باشيد نه سايه درخت!

دوم:ما پوستمان را اول كلفت كرديم بعد مثل شماهايي را هم گذاشتيم براي نازك شدن پوستمان! پس براي نازكي پوست ما هر چه مي توانيد تلاش كنيد!

سوم:من نگران اين نيستم كه شما با استفاده از نفوذتان ما را حذف كنيد من نگرانم كه شما نتوانيد در خودتان نفوذ كنيد.

وتا بعد...

ارسال در تاريخ شنبه 11 مهر1388 توسط مهدي ابراهيمي
۱- خدایا اگر من طاقت آتش جهنم را داشته باشم تو طاقت داری مرا در حال سوختن در آتش ببینی!

۲- دیروز از سازمان فرهنگی شهرداری مشهد خداحافظی کردم. یعنی من را تودیع وآقای میرزائیان را معارفه کردند.

۳- چند صباحی بودیم و تمام شد.! البته از کاری که انجام می دادم خداحافظی کردم نه از دوستان خوبم. که رفاقتمان انشاءالله ادامه داشته باشد.

۴- بالاخره

یک روز سازمانمان را عوض کردیم

مسیر راهمان را رفقایمان را عوض نکردیم!

۵- در جلسه تودیع از ته قلب گفتم ببخشید نمی توانم گزارش کار بدهم چون آن قدر عملنکردهایم زیاد است که این چند تا کاری که در این ۲سال انجام شده مایه خجالت است.

۶- لونگ را به سید عزیز میرزائیان تحویل دادم و از دوستان خداحافظی کردم!

۷- هر  آمدنی رفتنی هم دارد.

۸- مطلب اولی ام هیچ ربطی به مطالب دیگم نداره.

ارسال در تاريخ چهارشنبه 8 مهر1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- يك بار ديگر خدا به مهماني اش راهمان داد.او را سپاس.

2- پيامك پياپي اين روزها برايتان مي آيد كه التماس دعا! شما چه حسي داريد وقتي كسي به شما مي گويد التماس دعا!

3- راستي وبلاگي هم التماس دعا از همه دوستداران خدا!

4- زيتون سرخ (خاطرات ناهيد يوسفيان) را شروع كرده ام. تمام كردم خلاصه ش را براي شما تعريف مي كنم.

ارسال در تاريخ شنبه 31 مرداد1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- به دعواهاي امروز دوستانه مان توجه كرده ايد. چه قدر غرق سياست زدگي شده ايم. چه قدر هنوز با كوچك ترين حرفي به هم مي پريم. چه قدر هنوز جاي رهبري و رئيس جمهوري حرف مي زنيم.

2- يكي را ولايي ‎ ديگري را غير ولايي مي دانيم و مي ناميم و مي نمايانيم.

3- راستي تا ديروز براي مردم دغدغه داشتيم و دغدغه عدالت ، امروز رايمان را پس مي گيريم و نمي دانم فرد را از ريشه ضد ولايت فقيه مي دانيم.

4- مگر نمي گوييم و لايت! پس همه حرف هاي ولايت را گوش كنيم!

5- تفاوت اختلاف سليقه و اختلاف عقيده را جدي تر بگيريم. همه افراد نظام مي توانند با همه ديگران اختلاف سليقه داشته باشند. حتي آقاي هاشمي با رهبري ، آقاي احمدي نژاد با رهبري! رهبري با همه مسوولان.

6- از نوشته آقاي شريعتمداري روزنامه كيهان تعجب كردم!

8- هم چنين از موضع برخي دوستان كه احمدي نژاد را تبديل به بت كرده بودند. او هم يك انسان است.

7- از موضع برخي دوستان كه به خاطر يك حكم وعدم لغو آن از راي دادن پشيمان شده اند تعجب كردم! نه به آن شوري شور و نه به اين بي نمكي!

9- به نظرم جامعه ما و خصوصا كساني كه قلمي دارند وقدمي ، بيش از هر نظريه اي به اعتدال و به ترويج اعتدال گرايي نياز دارد. نظريه اي كه همواره ولايي ترين تفكر است و پيروي از ولايت اوج اعتدال است.

10- امروز طوري از احمدي نژاد بد مي گويند كه اگر فردا رهبري آقاي احمدي نژاد را ولايي ترين مسوول در نظام معرفي كند ، همين دوستان تا دو سه روز دنبال ماله كشي اند! و آن طرف برخي آقاي هاشمي و احمد نژاد را آن قدر به اوج مي برند كه كم كم باورشان مي شود از ولايت مقبول ترند! ونعوذ با لله مشروع تر!

11- به نظر من هاشمي هاشمي است ، احمدي نژاد ، احمدي نژاد ، به واسطه راي مردم است كه اينها امروز تيتر اول شده اند ورئيس وغيره ... كه اگر مردم نباشند ، هيچ چيزي نيستند.

12- و اما تا وقتي كسي از اختلاف عقيده با نظام اسلامي سخن نگفته باشد ، ما صلاحيت نداريم هر تعبيري كه دلمان خواست به بهانه دفاع از ولايت فقيه عليه او به كار گيريم. كه وقتي اختلاف عقيده هم مطرح شد ، باز هم در آداب اجتماعي وسياسي اسلام حكم و شيوه رفتار با او مشخص و مبرهن است.

13- به هر حال ملاك در جامعه اسلامي اشخاص نيستند كه ولايت است و قانون اساسي ولاغير!

ارسال در تاريخ شنبه 3 مرداد1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- برای‌ استراحت‌، به‌ منزل‌ آیت‌اله‌ منتظری‌ رفتم‌؛ همه‌ اعضای‌ خانواده‌ ایشان‌ به‌ مشهد رفته‌اند.در زیر زمینی‌ که‌ اخیرا ضدبمب‌ و ضدانفجار درست‌ کرده‌اند، استراحت‌ کردیم‌.

2- می‌خواستند بگویند که‌ بخشی‌ از مردم‌ زده‌شده‌اند و من‌ بیشتر روی‌ وفاداری‌ اکثریت‌ مردم‌ تکیه‌ کردم‌ و از آرای‌ زیاد روحانیون‌ در انتخابات‌،قرینه‌ آوردم‌.

3- آقاي هاشمي هم سايت دار شد

www.hashemirafsanjani.ir


ارسال در تاريخ پنجشنبه 25 تیر1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- دوستان زيادي دارم كه حرف هايي براي گفتن دارند اما وبلاگ ندارند.در اينترنت فقط كاربرند. و و بگرد.

2- يكي گفت چند تا بازديد كننده داري ؛ گفتم به مدد دوستاني چون شما متوسط روزي ده نفر البته از روي يك نفر بوده تا 40 نفر.

3- نوشتن گاهي اوقات آدم را تخليه مي كند.

4- در دارقوزآباد سفلي از توابع استان گوري گوري به پادشاهي عليا حضرت جومونگ جلوي بعضي اسراف كاري ها قراره كه گرفته بشه!

5- چند روزه كه فقط از خودم سوال مي كنم اگه در بعض خرج ها اين پول ها مال خودمون بود همين جوري خرج مي كرديم!

6- اگه يه جايي شما را دعوت كنند و بعد منوي غذا را بياورند ؛ ساده ترين و ارزانترين را انتخاب كنيد؛ چرا بقيه يه جور ديگه نگاه مي كنند!؟؟

7- يعني ما ريا كار بوديم!

7- چرا بعضي ها .........و ........ و ........... سفارش مي دهند.(به من چه ؟)

8- الان كي خارج عرف نگاه مي كنه!

9- ديگه هيچي.

ارسال در تاريخ یکشنبه 21 تیر1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- پرسيدم دليل اين كه برخي از جوامع انساني سقوط مي كنند ، چيست؟

فرمودند:اگر

گوينده حق اندك

راست گو از راست گفتن عاجز

حق طلب بي ارزش

مردم گرفتار گناه

جوانان بد اخلاق

پيران گناه كار

عالمان منافق و نزديكانشان سود جو

كوچك تر ها احترام بزرگترها را حفظ نكنند

توان گران به مستمندان كمك نكنند از نشانه هاي سقوط جامعه انساني است.

نهج البلاغه/خ 233/محمد دشتي


ارسال در تاريخ دوشنبه 15 تیر1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- تا حادثه ها نيايند ‎، جوهر انسان ها شناخته نمي شود.

2- تا روزگار دگرگون نشوند ، افراد شناخته نمي شوند.

3- صبح روز سوم خرداد 76 جالب ترين پديده براي من اصلاح كردن ريش بعضي از رفقا و خريدن يك شلوار لي تنگ در اسرع وقت بود.

4- يك روز مانده به انتخاب دولت نهم دوستي تعريف كرد كه فلاني ، آقاي فلاني را با يك چفيه بزرگ در فلان نمايشگاه با يك ريش خط گرفته ديده ام و خودش را از خجالت پنهان كرد.

5- و اما انتخابات اين دوره ، دوره ترديد هاي روشن فكري است. با سوالات روشنفكري از ولي امر سوال مي كنند چرا اينقدر شما از اقاي احمدي نژاد حمايت كرديد( در طول دوران دولت نهم)

6- من آقاي احمدي نژاد را بري از خطا نمي دانم و در حد يك رئيس دولت قانوني قبول دارم.ايشان نه مرجع ديني ماست و نه مرجع سياسي ما.ايشان منتخب ملت براي يك دوره چهار ساله است.آنچه براي ما مهم است حمايت مردم از ايشان است.براي ما جريان و تفكر مهم است.اشخاص عددي نيستند.

7- در حمايت از ايشان برخي ها افراط بي جا مي كنند.

8- شايد تحليلي ترين بيانيه همين بيانيه بچه هاي مطالبه مردمي باشد بيانيه مجمع مطالبات مردمي

ارسال در تاريخ سه شنبه 26 خرداد1388 توسط مهدي ابراهيمي
اگر قرار است يك گزارش عمل كرد آماده و براي فرادستان يا مردم ارائه كنيم خوب است به نكات زير توجه كنيم:

1- ادبيات گزارش را يكسان كنيم.ادبيات گزارش ها خوب است با ماموريت ها و وظايف حيطه كاري مان باشدو

2- گزارش نبايد خسته كننده باشد.

3- از شاخه بندي و تقسيم موضوع ها غفلت نكنيم

4- قبل از ارائه گزارش يك بار آن رابراي خودمان ارائه كنيم ببينيم به دل خودمان مي نشيند.وجدان محور باشيم.

5- در ارائه گزارش به دغدغه هاي كساني كه آن را گوش مي دهند توجه داشته باشيم.

6- حرف هاي بزرگ نشانه سواد نيست. نشانه سواد كاربرد درست واژه هاست

7- عددهاي بزرگ مخاطب را به سمت تطبيق مي كشاند.اگر عددهاي بزرگ قابل لمس نباشد اعتبار گزارش شما زير سوال مي رود

8- زمان را مديريت كنيد.شما بايد مدير زمان باشيد.

9- يك گزارش ساده فرد را قانع تر مي كند تا يك گزارش پيچيده پر از الفاظ بي خاصيت.

10- خود تعريفي نكنيد.از واژهاي بسيار موفق عمل كرده ايم يا بسيار عالي بوده است و .. استفاده نكنيم.

11- اجازه دهيم موفقيت هاي ما در لابه لاي نتايج نظر سنجي ها باشد.

12- وقتي كسي وارد اتاق شد و همه با او خوش و بش كردند بايد بفهميد كه ديگران حواسشان به گزارش شما نيست.

13- به سرعت همه را به خودتان و مطالبتان متوجه كنيد.رشته كلام را مديريت كنيم

14- گزارش تصويري با عكس وفيلم و پاور پوينت مخاطب را خسته نمي كند

15- اظهار وجود و خود اثباتي نكنيم.اگر گزارشي خوبي داشته باشيم كارهايمان ما را ثابت مي كند

16- متوجه باشيم كه طرف مقابل گاهي قصد نقد ما را دارد.همه مطالب را ارائه نكنيم.بخشي از آن را در پاسخ به سوالات بيان كنيم.

ارسال در تاريخ یکشنبه 17 خرداد1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- دو سال تا پايان دهه هشتاد نمانده و در اين دهه مشهد هنوز يك فرهنگسرا دارد.

2- مشهد به فرهنگسرا و مراكز فرهنگي اجتماعي نياز ندارد.

3- مشهد مي تواند فرهنگسراي زائر هم داشته باشد.

4- در مشهد كار فرهنگي سخت است؟

5- كار فرهنگي سخت نيست؟

6- كدام كار؛كدام فرهنگ؟

7- كار فرهنگي؟

8- چي گفتم!

9- چي

10-..

ارسال در تاريخ پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 توسط مهدي ابراهيمي

روز روابط عمومي مبارك

1- امروز روز روابط عمومي است. سه نفر تا الان به من تبريك گفته اند.ببخشيد شدند 5 نفر! تا الان تا شب معلوم نيست!

2- هر كي رو هر جا نمي خوان مي فرستند روابط عمومي چون ريش دارد! عكس هاي خوبي مي گيره ! قاري خوببه! مداح خوش صدايي است! بيان خوبي دارد! خط خوبي دارد! خبر نگار خوبيه! جا هاي ديگه قبولش نكردند! جاي خوبيه چون تو حاشيه است و ...

3- خودم من معلوم نيست چرا فرستادنم روابط عمومي و اين رو بايد از مدير عامل سازمان فرهنگي شهرداري مشهد سوال كرد!

4- اما به من كه پيشنهاد كردند قبول كردم چون فكر مي كنم مردم بايد بدانند!و اين حقي است كه سالهاست مردم از آن بي خبر و بي بهره اند.

5- اعتقادي به تبليغات در روابط عمومي ها ندارم ، پايه روابط عمومي را اطلاع يابي و اطلاع رساني مي دانم.به نظرم بودجه هايي كه صرف تبليغات در سازمان ها و نهادهاي دولتي مي شود اسراف محض است.البته بايد از ابزار هاي تبليغاتي براي اطلاع رساني استفاده كرد.

6- به هر حال امروز روابط عمومي سازمان فرهنگي را را يك و نيم سال گذشته بهتر مي دانم و نقش مسوولان گذشته را مي ستايم


ارسال در تاريخ یکشنبه 27 اردیبهشت1388 توسط مهدي ابراهيمي
روابط عمومي يعني حفظ وتداوم تفاهم

1- روابط عمومي شهرداري مشهد يك دوره آموزشي كوتاه مدت روابط عمومي با حضور دكتر يحيايي برگزار كرد.براي اين كه شما هم شريك يافته هاي من باشيد چند جمله كوتاه به نقل از ايشان تقديم مي كنم

2- اگر صد نفر صد قدم بردارند بهتر است از اين كه يك نفر صد قدم بردارد

3- در ارتباطات اولين تاثير آخرين تاثير است

4-احترام مسووليتي است همه جايي همه كسي وهمه وقتي

ارسال در تاريخ دوشنبه 21 اردیبهشت1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- از نهادهای سازمانی و دولتی برای فرهنگ سازی در اصلاح الگوی مصرف کمتر امید می رود

2- به نظرم تنگ نظری در مصرف بیشترین اسراف کاری خواهد بود

3- توانمندی سازی مردم و مسوولان در پیش بینی و تشخیص درست هزینه ، تولید و ... گام مهمی در صرفه جویی است.

4- حاکمان بیش از همه باید از خودشان و امکاناتی که در اختیار دارند در اصلاح الگوی مصرف شروع کنند

5- برگزاری همایش ها و سمینارها برای اصلاح الگوی مصرف مصداق کامل اسراف است

ارسال در تاريخ یکشنبه 30 فروردین1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- وضعیت فرهنگی کشور گرفتار چند آسیب است

الف : دین زدگی از نوع ظاهریش و نه محتوی و پیام

ب : بلا تکلیفی از عدم برنامه ریزی بلند مدت که اگرهست به طرفه العینی حذف یا تغییر جهت می دهد

ج : تئوری زدگی

د: مسوول زدگی یعنی تحقق انتظارات مسوولان فرادست

 و دیگر ...


ارسال در تاريخ سه شنبه 18 فروردین1388 توسط مهدي ابراهيمي
۱- جمعه گذشته به مدت ۱۰ ساعت مسافرت کردیم.به دیار مرجاده تربیت حیدریه - مشهدکز استان خراسان رضوی . خشکسالی بد جوری چهره نشان داده و بیابان خشک خشک است.

۲- ابری می شود ،ابر سیاه خودش را نشان می دهد ولی ...

۳- دعا کنیم...

ارسال در تاريخ پنجشنبه 1 اسفند1387 توسط مهدي ابراهيمي
۱- چشم اندازي به تحريفات عاشورا تاليف محدث نامي حاج ميرزا حسين نوري ره را در كافه كتاب معرفي كرده ام.كـــــــــــــافه كتـــــــــــــــــــــاب

۲- شخصي در شهر كرمانشاه خدمت عالم جامع فريدي ، آقا محمد علي صاحب مقامع و غيره رسيده و عرض كرد: در خواب مي بينم به دندان گوشت بدن مبارك حضرت سيد الشهدا را مي كنم. آقا او را نمي شناخت سر به زير انداخت و متفكر شد.پس به او فرمود:

 شايد روضه خواني مي كني ؟

عرض كرد: بلي . فرمود: يا ترك كن يا از كتب معتبره نقل كن.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 28 بهمن1387 توسط مهدي ابراهيمي

ارسال در تاريخ چهارشنبه 23 بهمن1387 توسط مهدي ابراهيمي

ارسال در تاريخ چهارشنبه 23 بهمن1387 توسط مهدي ابراهيمي
1- انقلاب اسلامی ایران در امتداد اسلام انقلابی است.بنابراین اگر از مسیر اصلی خود منحرف شود شکست آن قطعی به نظر می رسد. کم رنگ شدن عدالت خواهی و ظلم ستیزی ، از دست دادن پشتیبانی مستضعفان ایران و جهان و ... از شاخص هایی است که در تقویت و ضعف انقلاب در جهان تاثیر مستقیم دارد.

2- در ایران توسعه فرهنگی و اجتماعی مقدم تر است. اگر چه کسی جز مقام معظم رهبری به این نکته بسیار کلیدی اهمیت نمی دهد.

3- انقلاب اسلامی یک انقلاب جهانی است و داعیه دار حاکمیت الهی به رهبری امام معصوم ع است این موضوع تا چه حد در دروس تحصیلی مر تبط جدی گرفته می شود ؟ یعنی ما تا چه حد از ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی ایران برای جهانی سازی مفاهيم متعالي انقلاب اسلامی استفاده کرده ایم.؟

ارسال در تاريخ دوشنبه 21 بهمن1387 توسط مهدي ابراهيمي
۱- پيام رهبري روشن است.واژه كفار حربي تكليف را مشخص كرده است.كم كم بايد بارمان را سبك كنيم! و وابستگي مان را كمتر!

۲- يكي نوشته است رهبري ۱ است و ما صفرهاي جلوي آن. جمله قشنگي است.براي اين كه بشود نقش مردم را در نظام اسلامي و حاكميت الهي ولايت فقيه تبيين كرد مثال قشنگي است.آن يك بدون صفرها فقط يك است اما با صفرها زياد مي شود.صفرها هم با يك معنا مي شودند وگرنه حتي اگر يك ميليارد هم صفر قطار شود ولي عددي كنار آنها قرار نگيرد هيچ هستند.

۳- هيات هاي مذهبي و قضيه غزه ! ؟

۴- براي اكران طرح هاي فرهنگي محرم در بيلبوردهاي تبليغاتي مشهد به جاي شعر منم غلام حسين و حسين است سلطان و از اين جور شعرها ... نوشتم: امروز عاشورا و غزه كربلاست.

ارسال در تاريخ شنبه 14 دی1387 توسط مهدي ابراهيمي
كودكان چه گناهي دارند؟!

ارسال در تاريخ سه شنبه 19 آذر1387 توسط مهدي ابراهيمي
۱- در آخرین روزهای هفته کتابخوانی کتاب افکار عمومی را برای مطالعه انتخاب کردم. البته آخرین صفحه های یک روایت معتبر از مصطفی مستور را هم به زودی تمام می کنم. خلاصه ای از داستان های او را خواهم نوشت.

۲- کسی گفت وبلاگت بازدید کننده کم دارد ، گفتم یکی از دلایلش دوستان وبلاگی من است که کمتر به عالم مجازی سر می زنند.

۳- ماهنامه جدید راه هم منتشر شد. بخرید و بخوانید.

۴- از این سایت هم بازدید کنید ، ضرر ندارد: http://www.sazemanefarhangi.com/

۵- روز زیارتی امام رضاست ، برای هم دعا کنیم.

ارسال در تاريخ شنبه 2 آذر1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- ايران آينده از نگاه سه انديشمند حسن عشايري موسا غني نژاد و رضا منصوري عنوان كتاب جديدي است كه انتشارات امام  ( چهارراه دكتري) محل فروش آن است. عنوان كتاب جديد است و چاپ ۱۳۸۶   ازانتشارات ديبايه.

كتاب در قالب گپ و گفت با اين سه انديشمند و شهرداد ميزايي نيز ان را تنظيم كرده است. توسعه علمي فرهنگي واقتصادي مباحث پايه آن به شمار مي رود.

۲- البته فصل اول آن به ايران امروز هم پرداخته وآخر به ايران آينده مي پردازد. از آن جهت كه پروفسور حسن عشايري و موسا غني نژاد ورضا منصوري مورد گفت و گو قرار گرفته اند برايم جالب بود.خصوصن ژروفسور حسن عشايري كه هنوز لهجه شيرين تركي اش در دوره اموزش نشريات تجربي بسيج دانشجويي و بحثش در خصوص افكار عمومي وجنگ رواني خاطرم مانده وفراموش نكردم.الحمد الله ضرر نكردم و ۲۵۰۰ تومن كتاب حلال شده!

۳- فرصتي بود يادداشت نويسي    هايم رو از كتاب  مي نويسم.

ارسال در تاريخ جمعه 11 مرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- اگر روزگاري آمد كه همه چيز فراموش شد.ترديد و دو دلي همه را جا فراگرفت.حق وباطل مثل شير وآب قاطي شد.سره از ناسره جدا نشد. فرض كنيد يك مقطع تاريخي ۱۰۰ ساله همه تاريخ انقلاب اسلامي پاك شود،و از حق يا باطل بودن جنگ عراق عليه ايران از من بپرسند در حالي كه همه چيز به سود دولت صدام باشد، من ملاك حقانيت و تشخيص را ؛ چمران مي دانم. ونگاه مي كنم ببينم چمران كجا ايستاده است.هر جا چمران بود همانجا جبهه حق است و مقابل باطل.

۲- واما اين مرد عزيز، كه سخنراني هايش گويا همين ديروز بعد از ظهر يا امروز صبح بوده در يكي از همين مساجد شهر.حرارت صحبت هايش آدم را گرم مي كند.آدم را به تحرك وا مي دارد.انرژي زاست به معناي واقعي كلمه. خدا او را بيامرزد. علي شريعتي را مي گويم. 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 30 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- مرد خسته از كنار پرايد گذشت.راننده بلند گفت : آقا  ، صبا ،  صبا ... صبا يك نفر... مرد نشنيده يا شنيده كمي جلوتر ايستاد. مسافري نبود و پرايد راه افتاد و جلوي مرد ترمز زدو گفت:آقا صبا ...مرد سوار شد.

۲- گفت بابا دمت گرم داد مي زنيم صبا و سوار نمي شي.مرد گفت بابا اين قدر خسته ام كه هيچي حاليم نيست.

از صبح ساعت ۶ آمدم بيرون و الان ساعت ۱۰ .

راننده گفت كجا كار مي كني؟

 گفت: فضاي سبز.

راننده گفت چه قدر مي گيري ؟

 گفت با اضافه كاري سر جمع: ۳۰۰ هزار تومان.

راننده گفت خدا رو شكر كن چون لا اقل بيمه هستي.

گفت:خدا رو شكر

جواني مسافر سوم شد.تا نشست گفت عقل و هوش ندارم.

و وارد گفت و گوي راننده و كارگر فضاي سبز شد.

جوان گفت : اگه مي خواي پول گيرت بياد درستكاري وصداقت رو بگذار كنار .كسي از راه درست تو كشور ما پولدار نميشه.

راننده گفت : آي راست گفتي

كارگر فضاي سبز گفت:پس خدا چي بابا ، آدم بايد به خدا توكل داشته باشه.

جوان گفت من تا دوسال پيش نماز مي خواندم و روزه مي گرفتم. ولي ديدم ما صبح تا شب دروغ مي گيم تا دو لقمه نون در بياريم.پس چرا نماز؟براي همين هم كنار گذاشتم.

راننده گفت: ديگه اينجاش و اشتباه آمدي!

كارگر فضاي سبز گفت هر كس به خدا اميد داشته باشه و كارش را با صداقت انجام بده براش كار پيدا ميشه و ......

جوان گفت : من كاري ندارم.من صبح را با يكي دو تا فحش به شاگردم و بقيه شروع مي كنم.ماهي يك ميليون تومان خرج مغازه مي كنم.بابت اجاره و قبض ها. از همه جهاش مي دزديم و ...

خب اين هم يك قسمت از هزاران حرف مردم در ساعت خاص.

ارسال در تاريخ شنبه 25 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- خاك معطر ، چهارمين يادواره گرامي داشت شهداي فتح خرمشهر در سال ۶۱ امروز ساعت ۲۰ در فرهنگسراي بهشت برگزار خواهدشد.

۲- براي ما كه امروز وظيفه ميراث داري بر عهده گرفته ايم مسووليتمان در برابر شهدا بيشتر است

۳- نسل ما وظيفه بزرگ انتقال را به دوش مي كشد. بنابراين هر كس هر جا هست اگر ازاين مهم برنيايد مورد مواخذه نسل هاي بعد واقع خواهد شد.

۴- همين ...

ارسال در تاريخ پنجشنبه 2 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امروز خبر در گذشت دختر كوچولوي ۴ ساله مهدي فائزي خيلي ناراحتم كرد.

مهدي را اين هايي كه مي شناسند مي دانند كه چه قدر با محبت است. به شوخي بچه ها مي گفتند تجسم اصل سوم دولت ، مهروزي است.

۲- براش قبل از رفتن به مراسم پيامك زدم.حدس مي زدم كه چي خواهد گفت.روحيات شو مي شناسيم.

همان موقع جواب داد:

 هر چه از دوست رسد نيكوست.الهي راضي هستيم به رضاي تو. انشاءالله تو شاديياتون جبران كنيم.و...

ارسال در تاريخ سه شنبه 24 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امروز روز پرستار بود.با مدير عامل سازمان در دو بيمارستان شهيد كامياب ( امدادي) و سينا حضور يافتيم براي عرض تبريك و خدا قوت.

بعد از يك چاغ سلامتي كوتاه رئيس بيمارستان ما رو برد به قسمت ها وبخش هاي مختلف.

نكاتي جالبي گفت:

يكي اين كه معمولن بيماران ما چند ساعت قبل پيش خانواده شان سالم و صحيح بودند.

دوم اين كه تصادفات جاده اي از شرق كشور را بايد پذيرش كنيم . يعني ما تو راهروها هم تخت چيديم و ۱۰۰ درصد ظرفيتمان پذيرش داريم.

سوم اين كه ما خيلي از انرژي مان را بايد براي آرام كردن خانواده بيمار بگذاريم. چون بر اثر حادثه داغدار شده اند

چهارم اين كه بعد از اجباري شدن كمر بند مريض هايي كه از تصادفات براي ما مي آورند واقعن مجروح هستند.

پنجم اين كه هيچ وقت در وضعيت عادي نبوده ونيستيم.

هيچ كدام از بخش ها به اندازه بخش كودكان كه سر شكسته ودست شكسته وپا شكسته بودند ، ناراحت كننده نبود.

روز پرستار رو تبريك گفتيم.

و اما مدير بيمارستان سينا گفت در روز گار قحطي محبت ، آوردن يك دسته گل و خدا قوت شما براي ما و همكارانمان بسيار ماييه اميدواري است و همين طوري كلمات محبت آميز و دوستانه پيدا مي كرد وبه هم وصل كرد تا آخرش بگه واقعن كار خوبي كردين.

ما هم گفتيم وظيفه سازمان بوده و انشاءالله مبارك باشد و...

خلاصه كه امروز براي خودم روز خوبي بود و از اين كه به اين بهانه بيشتر جا افتاد كه سلامتي عجب نعمتي هست و ما غافل!

ارسال در تاريخ یکشنبه 22 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امروز يكي از همان هايي كه به احتمال زياد شامل حال طرح امنيت اجتماعي مي شود ، از جلوي چشممان رد شد.راننده تاكسي زد به پايش و گفت: تف بر ذاتت ، خدا لعنتت كنه كه همين شما ها زن وبچه مردم را خراب كرديد.اي بي غيرت بي شرف و مگه تو شوهر ! نداري و...

۲- گفت:۲ هفته پيش خواهرم با دخترش رفتند حرم و يه ذره موي دختر خواهرم بيرون بوده. گشت انتظامي ايشون رو بازخواست مي كند و كار به جايي مي كشد كه خواهرم غش مي كند از بس التماس مي كنه كه اين بار ببخشين! دو روز مريض شده وافتاده تو خونه.

۳- دخترم هر وقت از دانشگاه مي ياد چشماش پر خونه! رفته كه نمي دانم چي تو كلاس مي گن ( گفتم كنفرانس) بله همين كه شما ميگي ، پسرهاي كلاس مسخرش كردند و استاد هم هيچي نگفته! دخترم تربيت بدني مي خونه و به خاطر چادر و مقنعه اذيتش مي كنند.

۴- رفتيم پيش رئيس اين ها و گفت اين طور مسائل به من مربوط نمي شه.

دخترم ۲ راه بيشتر نداره ، يا بايد بدون چادر و آرايش كرده بره يا ترك تحصيل كنه كه چند بار هم تصميم گرفته وهر بار كه مي ياد مي گه ديگه درس نمي خونم.

۵- گفت: از اين آقاي رئيس واين استاد پيش كي شكايت كنم . كي حرف من رو گوش مي كنه و اهميت مي ده . دلش پر درد بود.

۶- گفتم:اگه ايشون شاهد داره شما به صورت مكتوب به مسولين دانشگاه و ...

۷- از اين كه نمي دانست چكار بايد بكند خيلي ناراحت بود ، مراحلش رو براش توضيح دادم و ۵۰۰ تومان از من كرايه كمتر گرفت. هم من خوشحال شدم  هم او.

ارسال در تاريخ چهارشنبه 18 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- رفتيم خودمان را اصلاح كنيم.از نواحي سر نه عميق بلكه سطحي . در برش ۴ لاخ موي سياه . اصلاح گر جوان پرسيد ببخشيد ميشه سوالي كنم.گفتيم ، بله! گفت فضولي نباشد! شغل شما چيست ، گفتم ، كارگر. خنديد و گفت جدي مي گم.

۲- گفتم من هم جدي مي گم. گفت كارگر كجا؟ گفتم فلان جا...

۳- بعد از كلي اين طرف و آن طرف صحبت كردن گفت: شهرداري براي جواناني كه تازه شغلي دست و پا كرده اند چه كار كرده است؟

۴- گفت:همين چند روز آينده من بايد كاسبي رو تعطيل كنم چون عوارض شغلي ندارم. ۳۰۰ هزار تومان مي خواهند. من يك جوانم و مي خواهم خانه اجاره كنم و... چطور مي توانم ۳۰۰ هزار تومان عوارض شغلي بدهم.گفتم من چنين چيزي نشنيدم.گفت البته اين به خاطر اين است كه صاحب ملك عوارض نداده است و گويا بدهكاري دارد.به صاحب ملك گفتم.گفت همينه كه هست مي خواي اجاره كن نمي خواي هم برو دنبال كارت وتخليه كن. چرا من بايد فداي بدهكاري صاحب ملك شوم.

۵- گفت ، به يك مسوول مراجعه كردم. گفته سه راه داري :

* مبلغ را بپردازي

** يك پارتي گردن كلفت پيدا كني

*** مغازه را تخليه كني

۶- حالا من بايد چكار كنم  و جالب اين جاست كه من بعد از يك سال حالا بايد تخليه كنم وبيكار باشم والبته شايد بروم پيك موتوري كار كنم.

۷- پس اين قدر حمايت از جوانان مي گويند ، كجاست!؟ 

۸- يادم آمد گروه مشاوران جوان شايد بتوانند در حمايت از اشتغال جوانان لوايحي را به تصويب شوراي شهر برسانند.

ارسال در تاريخ سه شنبه 3 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي
قالب وبلاگ