تبليغاتX
اضافه كار
اضافه كار
فرهنگي و اجتماعي
۱- چندی پیش در همین وبلاگ از گوشه گیری فرهنگ و هنر در دولت نهم گفتم و نوشتم که اتفاقا انتقادهای جدی به دولت نهم در این زمینه وارد است.

۲- آغاز سفرهای استانی دولت دهم از فرهنگ وهنر شروع شد و کارگروه فرهنگ و هنر راه اندازی شد. اگر چه به بخش های دولتی در فرهنگ وهنر امیدی نیست و انشاءالله بهره بردار آن همان هنرمندان رایج نباشند اما نفس کار و مطرح کردن بحث کار گروه فرهنگ وهنر را باید به ابتکارات جدید دولت افزود.

اگر چه خیلی دیر اما امیدوارم تازه بماند!

۳- امیدوارم این تفکر در جامعه رسوخ نکند که همه چیز به اقتصادبر می گردد و اقتصاد زیر بناست که تمدن سازی ریشه در فرهنگ و هنر و پیشرفت و اقتدار ایران به علم محوری نیاز شدید دارد.

۴- اقتصاد و مسائل اقتصادی مهم هستند اما زیر بنای پیشرفت نیستند.

ارسال در تاريخ جمعه 8 آبان1388 توسط مهدي ابراهيمي
۱- هر از چند گاهي مي آيم يك مطلب بنويسم همه چيز از يادم مي رود.

۲- امروز ميدان جديد ۱۰ دي به چشمم خورد. از جهت ظاهر تفاوتي با ميدان سوم اسفند ندارد!

۳- گويا انگار نه انگار كه ميدان ۱۰ دي ماه مشهد يك مقطع تاريخي بزرگ در انقلاب اسلامي ايران است.

۴- در جايي خواندم كه در بعضي از شهرهاي اروپايي تاريخچه يك ميدان يا مكان تاريخي را با نصبت تابلو مشخص كرده اند و نوشته اند كه اين ميدان ۲۷۰ سال پيش توسط چه كسي ساخته شده يا چه اتفاق مهمي افتاده است. 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 30 مهر1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- دوره گردي اين ماه به سينما هويزه رسيد.حسب يك اتفاق ساده بيننده كيش و مات شديم.

2- سر درد و مات شده و به قولي ماست شده سالن سينما را ترك كردم.

3- فقط نمايش چند هنر پيشه البته متفاوت با نمايش تلويزيوني!

4- اين هم از محصولات فرهنگي دوران دولت نهم!

5- دوران اصلاحات يادتان هست كه چقدر هنرمندان براي اصلاحات فيلم توليد كردند!

6- وزير فرهنگ دولت نهم براي گسترش فرهنگ عدالت خواهي چه سبد فرهنگي در دست دارد كه قابل عرضه باشد!

7- سر دردم هنوز خوب نشده است ...

ارسال در تاريخ سه شنبه 24 شهریور1388 توسط مهدي ابراهيمي
چهل و دومين شماره نشريه فرهنگي تحليلي راه مشتمل بر پرونده ای درباره دهمین دوره انتخابات رياست جمهوري در 96 صفحه منتشر شد

در اين شماره از مجله راه گفتاري چاپ شده از عباس سليمي نمين با عنوان "رهبري مي خواست قدرت بچرخد، ديگران نمي‌خواستند!" در اين گفتار سليمي نمين مشخصات دو جبهه درگير در انتخابات را تبيين کرده است.

در گفتگويي با دکتر ابراهيم فياض هم انتخابات از دريچه دو نگاه بومي گرا و غربگرا بررسي شده است. وحيد جليلي هم در گفتاري تحت عنوان "عدالت نامتوازن و فساد رسانه‌اي" نقش دولت نهم در رويدادهاي پس از انتخابات را بررسي کرده است.

مجله راه شماره 42

ارسال در تاريخ پنجشنبه 19 شهریور1388 توسط مهدي ابراهيمي

1- حدود 10 نکته توصیه رهبری به دولت دهم جمع بندی همه انتقادهایی بود که منتقدان ومخالفان دولت احمدی نژاد در طول این 4 سال در رسانه ها با بیان های بسیار بد و سیاسی مطرح می کردند حتی بعضی از ناسزا و گنده گویی در تریبون مجلس هم ابایی نکردند.

2- اما رهبری با بیان نرم و تعریف های بسیار حکیمانه از دولت همان انتقادها را بیان و از دولت مطالبه کردند .حکایت بیان پدرانه به روش دردانه گویی چیز دیگری است.

3- البته مشی رهبری در دوره دوم دولت ها همواره مطالبه گری است بر عکس دوره اول که حمایت از دولت ها را اولویت می دهند.

4- اما قضیه فرهنگ حکایت دیگری داشت. حکایتی از جنس یک مطالبه مهم و بزرگ. خدا کند اتفاق جدید بیفتد البته هر کس باید از خودش شروع کند.

5- و آخر این که به وزرا توصیه کردند به رئیس جمهور برسید و باید بدوید و من برای آقای رئیس جمهور و برخی مسوولین کشور شب و روز دعا می کنم.

ارسال در تاريخ دوشنبه 16 شهریور1388 توسط مهدي ابراهيمي

1- داستان زندگي خانم يوسفيان بيش از آن كه بخواهد يك داستان درباره دفاع مقدس باشد؛معرفي يك همسر شهيد است. و البته شخص خانم يوسفيان كه با مشكلات زيادي دوفرزند يتيمش را بزرگ مي كند و خودش هم در شمار زنان انقلابي قرار مي گيرد.

2- زندگي جديد خانم يوسفيان از لحظه اي كه بخشي از سفيدي مغز شوهرش را با چشم مي بيند كه روي پايش ريخته شروع مي شود. يعني مقطع مهم داستان از همين جا شروع مي شود . البته لحظه اي بعد وقتي فرزند كوچكش روزبه رو بغل مي كند؛ هر چه دنبال پاي فرزندش مي گردد مي بيند يك پاي فرزندش نيست. اين حادثه در اصابت يك گلوله به يكي از تاكسي هايي كه محمد ، ناهيد و روزبه مسافرش بودند ؛ اتفاق مي افتد.

3- ايشان فوق ليسانس فيزيك هسته اي از دانشگاه جندي شاپور اهواز است ودر همان جاست كه با محمد آشنا مي شود. با او دوست مي شود و بعد هم ازدواج مي كند وهمين زمان است كه با گروه هاي مختلف سياسي در مبازره با شاه همداستان مي شودو ...

4- فراز و فرودهاي زندگي خانم يوسفيان صادقانه توسط خودش به قلم سپرده شده و در كتاب زيتون سرخ آرام گرفته است.

5- به نظرم اگر زندگي چنين افرادي به تصوير كشيده شود؛ از اين سريال هاي كليشه اي ماه مبارك رمضان بهتر است.

ارسال در تاريخ چهارشنبه 4 شهریور1388 توسط مهدي ابراهيمي

1- روابط عمومي رسالت است.شغل نيست.حرفه به شمار نمي رود.وظيفه هم نيست.

2- دوران جديد روابط عمومي ها آغاز شده است اگر چه هنوز برخي ها با الگوهاي بعد از جنگ جهاني دوم روابط " عمومي" دارند.دوران جديد و  ظهور اطلاع رساني و سقوط تبليغات فرا رسيده است.

3- ارتباطات رسانه اي/ ارتباطات سازماني وارتباطات مردمي است كه شكل دهنده قوام روابط عمومي است و تبيلغات تنها ابزاري براي ارتباطات به تعريف مي شود.

4- علي رغم همه جذابيت هاي وسايل ارتباط جمعي ؛ ارتباطات چهره به چهره و ارتباطات انساني جايگاه ويژه خود را در فرايند اقناع مخاطب و مشتري حفظ كرده اند. بنابراين ارتباطات رسانه اي هر چه قدر هم كه شمول بيشتري داشته باشند جايگاه ارتباطات چهره به چهره مقام اول روابط عمومي را كسب مي نمايد.

5- روابط عمومي داخلي هم چون گذشته نقش ارتقايي براي سازمان ها و شركت ها ايفا مي نمايد.

6- كاركناني كه تعلق سازماني ندارند چگونه مي توانند معرف و حافظ منافع سركت يا سازمان متبوع خود در بين افكار عمومي باشند!

7- روابط عمومي داخلي تلاش مي كند همه كاركنان يك سازمان روابط عمومي را رسالت خويش بدانند

ادامه دارد... 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 8 مرداد1388 توسط مهدي ابراهيمي

مراقب نوشتن هايتان باشيد

1--مخاطب بيشتر اين حرف شخصيتهاى مطرح جامعه - سياسى و فرهنگى و غيره - هستند كه بايد مراقب حرف زدنهاى خودشان، مراقب نوشتن هاى خودشان، مراقب موضع‏گيري هاى خودشان باشند.

انتقاد اختلاف انگيز براي خدا نيست

2- اگر كسى ايراد و انتقادى هم دارد، نبايد آن را جورى مطرح كند كه اين مديرى كه در تلاش هست براى اينكه كار را بهتر انجام دهد، او را تضعيف كند. اختلافات غالباً از هوس هاى نفسانى بر مي خيزد. اگر كسى بگويد اين عمل من كه اختلاف‏انگيز بود، تفرقه‏انگيز بود، براى خداست، اين را باور نكنيد.

علم و علمدار را سرنگون نكنيد!

3- اين كسى كه اين عَلم را بر دوش كشيده، بلند كرده، همه بايد كمكش كنند؛ يكى عرقش را پاك مي كند، يكى بادش مي زند. اگر ديدند كه در نگه داشتن عَلم دارد اشتباه مي كند، راهش اين نيست كه يك مشتى هم به پشتش بزنند، خودِ او و عَلم را سرنگون كنند. راهش اين است كه كمكش كنند اين اشكال برطرف شود؛ اين نكته را بايد همه توجه كنند، بخصوص كسانى كه در عرصه‏ى سياست و در عرصه‏ى فرهنگ و در عرصه‏ى رسانه و در عرصه‏هاى گوناگون نقش و حضورى دارند.
ارسال در تاريخ سه شنبه 6 مرداد1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- رهبري حجت را بر همه  تمام كردند. حق هم همين است. از فردا هر اعتراض و آشوبي متوجه دعوت كنندگان است و تكليفشان هم مشخص.

2- رهبري هم از آقاي احمد نژاد و هم از شخص آقاي هاشمي رفسنجاني دفاع كردند.

3- هم از سه نامزد ديگر انتخابات. خلاصه كلام رهبري ‎، دعوت به وحدت در شرايط فعلي بود.

4- براي ما فصل الخطاب قانون است.

5- رقابت هاي انتخاباتي تمام شد. پيروز انتخابات مردمند. و رئيس جمهور احمدي نژاد.

6- مفاسد اقتصادي را بايد قوه قضائيه جدي تر بگيرد. جدي تر عمل كند و سران نظام هم چون مقام معظم رهبري مواظب وابستگان و فرزندانشان باشند. نهي رهبري در خصوص عدم ورود فرزندانشان به فعاليت هاي اقتصادي نشان از نگاه بلند ايشان نسبت به آينده است.

ارسال در تاريخ جمعه 29 خرداد1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- دوره ي قبل انتخابات رياست جمهوري در يك تحليل دوستانه ي جمع خودماني به اين نتيجه رسيديم در شرايط حالا فردي اگر مثل موسوي بيايد خيلي خوب است.حتي من عكس سفيد شدن موهاي آقاي موسوي را كمتر ديده بودم. سه دليل هم براي حرف هايمان داشتيم.ساده زيستي / انقلابي بودن/طرفداري از مستضعفين

2- همه آمدند از ايشان خبري نشد.

3- اين دور كه آمد ؛ گفتند كاش براي دور يازدهم مي آمد. البته براي اين كه مردم با او آشنا شوند خوب بود.روزهاي اول چه قدر خوشحال بوديم كه مهندس موسوي از پس پرده برون آمده است.

4- چندي نگذشت كه حلقه آقاي خاتمي و برخي چهره هاي شناخته شده دور آقاي موسوي چرخيد. چه كسي باور مي كند آقاي موسوي اين گونه شده باشد!

5- انتخابات تمام شد.اخبار كج دار مريزي از تهران و بعد هم مشهد و بعد هم در كمال ناباوري تلخي حضور 40 ميليوني!

6- آقاي موسوي ؛ سيد بزگوار واقعا حيف شديد. حيف شد آقاي مهندس ! حيف.

ارسال در تاريخ پنجشنبه 28 خرداد1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- 70 درصد مشكلات فرهنگي ما در درون سازمان ها ونهادهاي فرهنگي است. و 70 درصد وقت سازمان ها و نهادهاي فرهنگي و اجتماعي به حل مشكلات دروني خودشان و بين خودشان اختصاص مي يابد.

2- دو همايش را با يك موضوع و يك بر آورد هزينه به نهاد مردمي و يك سازمان دولتي فرهنگي اختصاص دهيم . ببينيم كارآيي كدام يك بيشتر است؟

3- متاسفانه سازمان ها و نهادهاي فرهنگي به جاي توليد برنامه فرهنگي ، اجراي برنامه هاي فرهنگي را به عهده گرفته اند.براي همين چون وقت باز توليد و نو آوري ندارند ، دائم در حال تكرار خودشان هستند و هر سال خودشان را تكرار مي كنند.

4- دليل اين همه كارهاي كليشه اي و تكراري و قالب زده را بايد در تكراري شدن سازمان ها ونهادهاي فرهنگي جستجو كرد. و همواره مردم از نهادهاي متولي فرهنگ جلوترند.سازمان هاي توليد محور رهبران جامعه اند و اين در حالي است كه امروز سازمان هاي فرهنگي به دنبال حل مشكلات سال ها قبل در حال پژوهش و تحقيق هستند.

ارسال در تاريخ چهارشنبه 27 خرداد1388 توسط مهدي ابراهيمي

انتخابات در جمهوري اسلامي پديده ايست كه هنوز مستند نگاري مردمي نشده است.ايت ايام از جهت عيان بودن مواضع تفكرات مختلف دوران ويژه ايست.كاري هاي ويژه اي در آن ديده مي شود و براي 100 سال آينده اگر قرار باشد شيوده هاي انتخاب وانتخابات بازنگري شود بيش از هر چيز به اين مستند ها نيازمند است.

اين عكس را از تابلوي اطلاع رساني ستاد آقاي مير حسين موسوي گرفته ام

ارسال در تاريخ دوشنبه 4 خرداد1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- اول این که دوباره برگشتم پایگاه بسیج شهید شریف الحسینی در آپارتمان های مرتفع. چند ماهی هست.

2- با جمع خوب بچه های جدید هیات مذهبی معرفتی رایات الحسین علیه السلام ( پرچم)را تصویب کردیم. قراره که متفاوت باشیم. قراره که شورای موسس تا چند وقته دیگه اساسنامه رو بنویسند و انشاء الله شروع کنیم.

3- هر دو هفته یک بار جلسه برگزار خواهد شد. گفتیم حدود یک ساعت. و مهم تر آنکه " سخنران محوری" است

4- برای سه ماه موضوع تعیین می کنیم و بر همان اساس سخنران دعوت می کنیم و ...

5- کمکی ، تجربه ای ، حرف جدیدی  ، سخنران خوب ، خریداریم!

6- یک بحث مفصل راجع به سال الگوی مصرف شد و من اون با تغییرات نوشتم



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 توسط مهدي ابراهيمي

1- اگر حدود 11 هزار تومانی دور بر تان پیدا می شود ، به عابس قدسی زنگ بزنید برایتان کتاب دا را بفرستد. برای خواندنش لحظه شماری کنید... انصافن ...

2- هر از چند گاهی به انتشاراتی های دولتی وفروشگاههای کتاب و عرضه محصولات سری می زنم. دیروز نوبت به فروشگاه ضریح آفتاب ( وابسته به آموزش و پرورش) رسید. در بخش محصولات کودکانه و فکری هنوز همان پازل های قدیمی و دفتر چه نقاشی و دفتر چه و ... نوار کاست و ...

3- فاصله دستاورد انرژی هسته ای با محصولات فکری کودکانه ما چه قدر فاصله است؟

4- کتاب شعری درباره انقلاب (بخش خصوصیی) برای کودکان منتشر شده بود. شعر قشنگی بود. البته مظلومانه در میان انبوهی از کتاب های شعر حیوانات را بهتر بشناسیم و ...فکر می کنم با این کتاب ها بهتر است برخورد بهتری شود

5- در ساختار دولت فدرالی آمریکا وزارت فرهنگ و ... از این حرف ها نیست و جالب آن که فرهنگ در آمریکا توسط بخش خصوصی اداره و محصولات زیادی تولید می شود.اگر چه این حسن نیست اما تمام آثار فرهنگی غرب که شرق را تحت تاثیر قرار داده توسط بخش خصوصی تولید می شود.

6- این وضعیت را ببینید در ایران که بیش از صدها نهاد فرهنگی دولتی و غیر دولتی کار فرهنگی می کنند.

7- به کنایه دوستان می گفتند که در سال نو آوری وشکوفایی دستگاه های فرهنگی کار فرهنگی نخواهند کرد وامسال در سال اصلاح الگوی مصرف به جهت پرهیز از اسراف نهادها فرهنگی کاری انجام ندهند!

ارسال در تاريخ سه شنبه 25 فروردین1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- امروز روز خبرهای خوش هسته ای است. البته نه فقط هسته ای ، چون این گونه خبر ها بر باور بسیاری از ایرانیان تاثیر گذار و آنها را امید وار تر می کند.

2- آدرس سید مرتضی آوینی را گم گرده ام ؛ کسی هست ، نشانم دهد؟

3- یکی گفت کتابخانه ای دارم انبوه ، ولی کتاب نخوانده زیاد دارم!


ارسال در تاريخ پنجشنبه 20 فروردین1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- بعضی وقت ها انتشار یک کتاب سر و صدا می کند. کتاب دا  از همین جنس است. به چاپ سیزدهم رسیده است. خاطرات سیده زهرا حسینی که روایت گر داستان هم هست. 11 هزار تومان به فروش می رسد.امروز نتوانستم خودم را کنترل کنم و از آقای قدسی نشر آفتاب کتاب را خریدم.

2- جالب آن که میر تاج الدینی عضو هیات رئیسه مجلس به بنیانیان نامه نوشته که جشنواره دا ، جایزه دا ، فیلم دا و برگزار شود.

3- این خودش نوعی جو زدگی فرهنگی است. چه بسیار کتاب های خوبی که الان در بازار هست و متاسفانه مسوولین و رسانه های گروهی به سادگی از کنار آن می گذرند

4- ضمن تقدیر از آقای میر تاج الدینی چه خوب است که ادبیات معرفی کتاب همواره در سخنرانی های مسوولین تاثیر گذار رواج داشته باشد

ارسال در تاريخ دوشنبه 17 فروردین1388 توسط مهدي ابراهيمي
1- اول آن که عید شما مبارک

2- پارسال اول سال عهدهایی با خودمان بسته بودیم. چندتا شو عملی کردیم الله اعلم...

3- راستی امسال سال چیه !

ارسال در تاريخ پنجشنبه 6 فروردین1388 توسط مهدي ابراهيمي
از: مهدی ابراهیمی خواننده کتاب

به :رضا امیرخانی نویسنده کتاب

کتاب از به را خواندم.از این که سرهنگ مشکات را به ما شناساندید متشکرم. دست ما را گرفتید با زندگی او نامید شدیم ، غمگین شدیم ، شاد شدیم و بلاخره امیدوار و بانشاط پرواز کردیم. چه کسی جز رضا امیر خانی می توانست این قدر مو شکافانه سرهنگ مشکات را از تنهایی در آورد.

امید است قلم شما همواره در این راه بماند.

والسلام / نامه تمام

از : مهدی ابراهیمی

به : دوستان کتاب خوان

دعوت می کنم از به را بخوانید .از نقل خلاصه داستان برای شما چیزی نمی نوبسم تا لذت تمام آن مال خودتان باشد.

واسلام / نامه تمام

ارسال در تاريخ دوشنبه 26 اسفند1387 توسط مهدي ابراهيمي

بخش هایی از کتاب رسول مهر که به زودی به منتشر می شود:

مي شناختمش؛ دستش به دهانش مي رسيد و زندگي اش بد نبود، ولي هميشه مثل فقرا لباس مي پوشيد. آن روز كه با همان لباس هاي فقيرانه نزد پيامبر آمد، حضرت از دارايي اش پرسيدند.

گفت: « شكر خدا همه گونه نعمت دارم.»

پيامبر فرمودند: «پس چرا اثري از آن در لباست نيست.»

ارسال در تاريخ پنجشنبه 15 اسفند1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امروز هوا آفتابي است . هوا صاف و روشن است. امروز سه شنبه در ايران راه پيمايي شد.مردم شعار دادند مرگ بر آمريكا ، مرگ بر اسرائيل. مادران با فرزندان كوچك وبزرگ خودشان را خيابان امام رضا رسانده بودند. مردها هم آمده بودند. بچه هاي كوچك پرچم سه رنگ جمهوري اسلامي را به دست گرفته بودند.مردم آدمك هاي بوش وپرچم هاي آمريكا و صهيونيست ها را آتش زدند.بعضي با تلفن هاي همراهشان مراسم راه پيمايي را براي خودشان ثبت كردند. ساعت ها بعد از آغاز راه پيمايي هنوز مردم به سمت حرم امام هشتم شيعيان ع در حركت بودند.خيابان هاي اطراف حرم توسط نيروهاي انتظامي مسدود شده بود. در مسير راهپيمايي ايستگاه هايي ويژه كودكان و نمايشگاه هايي ويژه بزرگسالان بر پا شده بود.

۲- در شهر بزرگ مشهد هنوز مركزي براي جمع آوري اسناد انقلاب اسلامي تاسيس نشده است. عكس ها ، اسناد ، فيلم ها، خاطرات زيادي در دل مردم هست كه ممكن است همين روزها محو شود!

ارسال در تاريخ سه شنبه 22 بهمن1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- سال هاست در پي آنيم كه بتوانيم براي ملت شريف ملت ايرا ن دو واژه را تبيين كنيم . هنوز هم نتوانستيم به تعريف واحد و مشخصي برسيم  ودعوا به احتمال سر شيشه مربا ادامه داشته باشد.

۲- فرهنگ شهروندي ، اين دو واژه را كنار هم آورده ايم تا بتوانيم به نحوي رابطه شهرداري ها را با فرهنگ آشتي دهيم. در اين جا نمي خواهيم مردم شهروند را به معناي شهر نشين  يا شهروند سياسي كه رابطه با حكومت دارد ، حقوق وتكاليف دارد اشتباه بگيرند. در ضمن مد نظر ما از شهروند وجه مشاركت سياسي هم نيست بلكه مشاركت براي به سر انجام رساندن مديريت بهتر شهري است.

ببينيد چه قدر در حال هدر رفت وقت وهزينه هستيم تا بتوانيم  واژه غربي شهروند را به زور به مشهدي واصفهاني وتهراني وتبريزي كنيم.

۳- از آن طرف تعاريف جامع تري است. مثلا مقام مقام معظم رهبري در ماموريت اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران مي فرمايند:

اهميت مسائل فرهنگي و اجتماعي

بخش ديگر مربوط به مسائل فرهنگي و اجتماعي تهران است . كار شهرداري فقط ساخت و ساز نيست .خوشبختانه در زمينه مسائل فرهنگي هم در گزارش خود مواردي را ذكر كرديد .مسائل اجتماعي و فرهنگي شهر بسيار مهم است .سعي كنيد روح ديانت و اخلاق اسلامي را در فضاي شهرسازي و جاري كنيد ، اين كاري است ممكن كه گره گشاي بسياري از مشكلات است

۴- آيا مراد رهبري از روح ديانت و اخلاق اسلامي اين است كه شهرداري ها ماموريت هاي ساير سازمان هاي فرهنگي وديني را در شهر ها دنبال كنند. به يقين چنين نيست

اما به يقين مراد رهبري از جاري كردن روح ديانت و اخلاق اسلامي و روابط اجتماعي صحيح بين مردم ترويج فرهنگ شهروندي كه ريشه اي فردگرا دارد هم نيست چرا كه در اين موضوع واژه اخلاق شهروندي هم به همين موضوع نزديك بود اما در سخن رهبري نيامده است.

۵- بنابراي تير خلاص را بايد به سمت واژه سازي ومفهوم سازيي كه قرار است از غرب آورده شود و به زور آيه وحديث عدم تضاد آنان را با اسلام ثابت كنيم ، رها كنيم و با واژه گان ايراني اسلامي ماموريت هاي شهرداري را در بحث فرهنگ و اجتماع بازسازي نمائيم.

۶- اسلام بايد پايه و ديانت اسلامي آبشخور آن باشد. پذيرش مردم هم راحت تر آسان تر و قابل فهم تر است.

۷- به زيان دين اصلاح اجتماعي و فائق آمدن بر مشكلات شهر جاودانه تر از تقليد گرايي محض از مفاهيم غربي است.

ارسال در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- چند روايت معتبر به روايت داستان هايي از زندگي‏‏،عشق ومرگ مي پردازد. خواستم خلاصه هايي از كتاب را بگذارم اما چون چندين داستان در يك كتاب يك جا جمع شده است امكان پذير نشد بنابراين امكان خلاصه نويسي نبود.اما كتاب فوق العاده ايست.رح حال زميني هايي گرفتار در دنياست. داستان حضور خدا در زندگي باز هم هس. آدم هايي كه خيلي معمولي اما پيچيده زندگي مي كنند باز هم در اين داستان ها هستند ودر متن واقعيات جامعه يك يك شان را مي شود به انگشت اشاره كرد.

۲- كتاب آفتاب ( پشت باغ نادري) و انتشارات امام(چهارراه دكتري) به قيمت ۱۴۰۰ تومان شما را صاحب اين داستان هاي دوست داشتني مي كنند. ضمن اين كه دوستاني كه همسايه ما هستند كتابي كه من گرفته ام هست.

ارسال در تاريخ سه شنبه 5 آذر1387 توسط مهدي ابراهيمي

1-      این هفته ، هفته بسیج و فردا روز بسیج. سهم من از این ایام چند خاطره است.

2-      کاشمر: یکی از هم کلاسی ها دعوتم کرد برای دیدن فیلم. قبول کردم. آن روز یکی از فیلم های بروسلی را گذاشته بودند. و بعد همین فیلم دیدن را ادامه دادم. در ضمن از بچه های بسیج خوشم نمی آمد. به خصوص از بچه های بسیج دبیرستانمان. هیچ دلیلی هم نداشتم. بعضی هاشون انصافن بچه های خوبی بودند. ولی من خوشم نمی آمد عضو بسیج باشم.

3-       خط من خوب بود. طرح کاد تابلوسازی کار می کردم. یک روز نوشتن یک شومیز برای دفتر بسیج رو قبول کردم. روز دیگر عضو بسیج شدم وهستم. 16 سال از هفته بسیج آن زمان می گذرد!

4-      هنوز که هنوز است برای آن آدمی که من را با بسیج آشنا کرد ، دعا می کنم وخواهم کرد. خدا خیرش بدهد.آدم خوش اخلاق و خوش مشربی بود. با خنده وشوخی ما رو مسوول تبلیغات بسیج کرد . کم کم خودمان را در جمع اعضای شورای بسیج دیدیم. نمی دانم بقیه بچه ها از من خوششان می آمد یا نه! هر چه بود مهم نبود، چون من هم آن زمان دلیل موجهی نداشتم.

5-      مشهد: در دانشگاه خیلی زود با بچه های بسیج دانشگاه رفیق شدم و خاطراتش مثنوی صد من کاغذ است.

6-      یک روز برای بچه های اعضای شورای یکی از پایگاه ها ی بسیج در اثبات نظریه ولایت فقیه زمین وزمان را به هم بافتم.در بین حرف هایم بچه ها رو دعوت کردم به خواندن روزنامه های سال های 77 تا سال 80. همین دعوت ساده ، تا اتهام به استحاله طلب را به جان خریدم.

7-      برای بچه های مسجد بخش کانون مطالعاتی پایگاه از دکتر شریعتی سخنی به میان آوردم. یکی از بزرگواران مسجد شنیده بود یا به او رسانده بودند. به جرم حمایت از بازرگان از مسجد اخراجمان کردند.جلسات را هم تعطیل وبعد توصیه کرده بودند کسی در جلسات ما شرکت نکند چون ما ضد ولایت فقیه هستیم.

8-      در حین نوشتن این یادداشت یاد ع . سهیلی افتادم. خدا نگهش دارد. از نیک مردان بسیج است.حاج آقای زارع مردمی ترین بسیجی هست که او را شهید! زنده می دانم.

9-      با همه این احوال از همه دنیا، عضویت در بسیج 16 سال پیش بزرگترین رخداد زندگی من است وهمیشه خود را وامدار تفکر بسیج وشهدای بسیح می دانم

10-   اکنون وقت آن رسیده که ما هم از بسیج خاطره بنویسیم!سن ما هم به خاطره نویسی رسید!

۱۱- کم کم وقت آن رسیده بگوییم آخرین پدر شهید از دنیا رفت! آخرین رزمنده و بسیجی فردا از مقابل حرم مطهر تشییع می شود یا ...

ارسال در تاريخ دوشنبه 4 آذر1387 توسط مهدي ابراهيمي
۱- مصطفي مستور در كتاب استخوان خوك و دستهاي جذامي كوشيده است در يك آپارتمان بيست طبقه همه ي آدم هايي كه سخت مشغول دنيا هستند را يك جا جمع و زندگي هر كدامشان را روايت كند. 

۲- نام كتاب از حديث نهج البلاغه است كه از قول علي بن ابي طالب عليه السلام مي فرمايد:

به خدا سوگند كه دنياي شما در نزد من پست تر و حقير تر است از استخوان خوك در دست جذامي!

۳- در هر آپارتمان يك خانواده زندگي مي كند. يكي رواني ، يكي دكتر ، يكي در حال طلاق ، يكي در حال پارتي هاي شبانه ، يكي شاعر ، يكي كه در پارتي بلايي سرش آمده و در يك شركت صادرات كالاهاي پزشكي مجبور به سقط مي شود ، يكي بيمار و يكي منتظر معجزه الهي ويكي عكاس كه همزمان عاشق دو دوختر مي شود! يكي هم به خاطر پولداري مثله مي شود و ... هر كدامشان به ونوعي گرفتار دنيا شده اند .

۴- كتاب حدود ۸۰ صفحه است و ۱۴۰۰ تومان ، انتشارات نشر چشمه ، مراكز فروش مشهد : چهاراه دكتري انتشارات امام و كتاب آفتاب پشت باغ نادري.

۵- نمي دانم مي توانم توصيه كنم يا نه ولي يك وقتي به چشمتون خورد و وقت داشتيد مطالعه اش از ديدن يه سريال هم كمتر وقت مي بره.

 

ارسال در تاريخ جمعه 10 آبان1387 توسط مهدي ابراهيمي

آنچه مي خوانيد درد دلي است با جمعي از اعضاي كانون هاي فرهنگي هنري مساجد استان همدان كه اين روزها در اردوي انديشه هاي آسماني شركت كرده بودند.قرار نبود بحث به اين جا برسد اما از يك سوال بحث به اين جا كشيد.حدود يك ساعتي صحبت شد اما براي وبلاگ همين قدر بيشتر يادم نمانده!

۱- امروز رسالت من وشما در مسجد رسالت جهاني است.چون اهداف مسجد جهاني تعريف مي شود.مسجد خانه خداست وما مردم را به سوي خدا مي خوانيم ودعوت مي كنيم.بنابراين اين كه شما بگوئيد مسووليت ما در مسجد به اندازه همان اعضاي محله مان است ، اشتباه استراتژيك مرتكب مي شويم. مسجد مركز فرهنگي اسلام  ومحور همه فعاليت هاي فرهنگي است.

۲- عملكرد من و شما و نحوه اطلاع رساني و تبليغات آن به مردم ، در ميزان دين مداري ومحوريت دين در جامعه و شناساندن جامعيت دين موثر است. من معتقدم تا امروز مساجد و به خصوص كانون هاي فرهنگي وهنري نتوانسته اند ارتباط خوبي با مردم داشته باشند.همواره منتظر مانده ايم تا مردم بيايند ثبت نام كنند .ما سراغ مردم نرفتيم.اگر رسالت كانون ما رسالت انبيا عظام و ائمه معصوم باشد ، ما بايد برويم سراغ مردم .اين محقق نمي شود مگر آن كه ما مهارت هاي ارتباطات وتبليغات را بدانيم.

۳- آوردن دين به متن اجتماع به معناي واقعي وحقيقي وتبليغ فرهنگ ديني به دست من و شماست.همان مسووليت مغفول ما در مسجد.شايد بگوييد ما دوست داريم تبليغات ملي و جهاني داشته باشيم اما پول نداريم ، به نظرم ، هنوز ، زبان هست ومي شود با زبان صحبت كرد و ضمن اين كه امروز با ابزار هاي نوين اطلاع رساني با هزينه صفر مي شود با مردم دنيا حرف زد. منتهي  بايد اين ايمان باشد. اين باور نهادينه شود كه نقش مسجد ومسووليت من وشما بيش از آن چيزي است كه امروز براي خودمان قائليم. رسالت جهاني تعريف كنيم ، راه خودش باز مي شود. همان طور كه گفتم ما عزم ايستادن و رفتن پيدا كنيم مشكلات بزرگ يكي يكي حل مي شوند.

۴- مردم بايد بدانند. اگر بدانند به مسجد اعتماد مي كنند.چون ايمان فطري واعتماد فطري به مسجد دارند. مردم هنوز از مسجد ضرر نديدند و نخواهند ديد.

۵- افق نگاه مسوولان كشور نسبت به مسجد خيلي مهم است.اگر امروز درست نشد انشاءالله شما اين مسووليت خطير را به عهده خواهيد گرفت ، انشاء الله.

ارسال در تاريخ شنبه 5 مرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- مجله اطلاعات سياسي اقتصادي مقاله اي تحت عنوان كلان شهرها و جهاني شدن به قلم سه پژوهشگر به چاپ رسانده است.در اين مقاله شهرهاي مشهد تهران شيراز اصفهان و تبريز مورد تحقيق قرار گرفته اند.اين مقاله بر اساس جدول فرصت ها وتهديدها تنظيم شده است. و در پايان راه هاي رسيدن به پايداري شهري در فرايند جهاني شدن مورد توجه قرار گرفته است.(سال ۸۷ - ۲۴۷ و ۲۴۸)

۲- پژوهش گران توصيه كرده اند

گسترش ارتباطات محله اي در شهر

تقويت هويت محلات

باز تعريف موقعيت شهروندي در كشور بر مبناي تفكر ايراني اسلامي

ايجاد وحدت فرهنگي از طريق گفت وگوي فرهگي

ايجاد زمينه براي شكل گيري فضاي جهاني واحد در  فرهنگ ها

بازسازي روايت تاريخي شهر ها

فرهنگ سازي و تقويت خرده فرهنگ ها در نواحي مختلف

تقويت مفهوم شهروندي

تاكيد بر هويت

اهميت به تشكل هاي  غير دولتي

گزينش بينشي صحيح نسبت به مسائل اجتماعي در شهرها

لزوم توجه به دگرگوني اجتماعي و فرهنگي

به نظرم مي رسد مفاهيم اجتماعي در شهر مشهد بايد مورد باز شناسي عميق قرار گيرد.امروز ما در مشهد براي رسيدن به وحدت فرهنگي بايد بر يك منشور افتخارات مانند حرم رضوي ، مشتركات ملي وتاريخي ، و ... تاكيد كنيم. از اين نگاه در مفهوم شهروندي مي بايست به مشاركت ، هويت ، حقوق وتكاليف شهروندي توجه بيشتري نمائيم.

۳- ماهنامه پلاك هشت با كوله باري از مطلب به بازار نشريات كشور آمده است. به حقيقت جاي چنين نشريه اي خالي بود. خيلي خوب خيلي پر محتوي.كاري ست كارستان.از خواندنش غفلت نكنيد .

ارسال در تاريخ سه شنبه 1 مرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- سپيده صبح دهه چهل در حال روشن كردن كره خاكي است.چششمان در حال باز شدن و شكوفا شدن است.امروز تا شب يعني ( ده سال) از من وشماست.چه فكري انديشيده ايم.

۲- بگذاريم اين روز هم تمام شود اگر چه بخواهيم ونخواهيم تمام مي شود و خورشيد خودش را به دهه پنجاه نشان خواهد داد.

۳- بحثم براي انقلاب اسلامي است.سپيده دهه چهل اين انقلاب در حال روشن شدن است.گو آن كه براي طي مسير دهه ساله عجله هم دارد. آيا هنوز انقلاب ؛ انقلاب اسلامي مانده است؟آيا انقلاب ؛ اسلامي خواهند ماند؟آيا اسلام هنوز هم انقلابي است؟يا آيا نياز به اسلام انقلابي هنوز هم نيازمنديم؟

۴- تكليف دين در عصر امروز چه خواهد بود؟ آيا باز هم در دنيا انقلاب هاي اسلامي خواهد شد؟آيا دنيا به سمت انقلابي شدن وديني شدن پيش مي رود؟

۵- سر نوشت دين وانقلاب ديني چه خواهد شد؟ آيا انقلاب ما هم چنان تك انقلاب دنيا خواهد ماند؟ آيا از مواضع ديني مان عقب نشيني خواهيم كرد؟آيا به خاطر مصلحت از دين انقلابي خواهيم گذشت؟آيا دنيا ما را خواهد پذيرفت؟

۶- تكليف دين چه خواهد شد؟ آيا خواهيم توانست اسلام را انقلابي و انقلابمان را اسلامي نگه داريم؟

۷- به نظرم دهه چهل ؛ دهه ي تحول هاست.نمي دانم ما در دهه چهل براي حفظ دين از جانب خداوند برگزيده خواهيم شد؟ نمي دانم نسل پر افتخاري باشيم يا نه؟ نمي دانم ما خواهيم توانست به اندازه ۵۰ درصد كارهاي بچه هاي دهه دوم و اول را پيش ببريم؟

۸- در حضور ونقش دين هم زمان با طليعه دهه چهل خواهم نوشت.

ارسال در تاريخ دوشنبه 6 خرداد1387 توسط مهدي ابراهيمي

۱- امروز روز شهید مرتضی مطهری است.روز معلم روز تجلیل از مقام معلم. به آقای صحرایی معلم سال اول ابتدایی ام تبریک می گویم. به آقای مرادی ، به آقای علیمردانی ، به آقای آذری.

۲- استاد برگشت بوده بود به طرف دانشجویان وانتقادکردن از جمهوری اسلامی ایران ! که چرا ما الان مثل مطهری نداریم.نقد نه برای تحول واصلاح که برای انتقاد از اصل نظام جمهوری اسلامی ایران. چرا نظام جمهوری اسلامی نتوانسته مثل ایشان تحویل دهد.

دانشجویی در جواب گفته بود به خاطر این که دانشگاه مثل علامه طباطبایی ندارد.همین خود شما چه قدر با مبانی اسلام واندیشه اسلام آشنا هستید. هنوز اصالت عقل و حس را می پرستید.هنوز هم در علوم انسانی سرچشمه های همه علوم را به رنسانس بازگشت می دهید. و هنوز هم دورکهایم و نیچه و آن قدر برایتان با ارزش است که اندیشه هایشان را با حرارت توضیح می دهید. 

۳- اما مطهری و علامه طباطبایی چه کردند؟ همه این اندیشه ها را آموختند،تجزیه تحلیل کردند وبعد برای شاگردانشان تدریس کردند.برای همین است که من هیچ گاه مطهری نمی شوم .و ...

ارسال در تاريخ پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 توسط مهدي ابراهيمي
قالب وبلاگ